چراغها را من خاموش میکنم
کلاریس به تکرار و سکون زندگی، به بوی گاز پالایشگاه، به صدای قورباغهها و اخلاقهای خاله زنکی مادر و تلاش خواهرش برای یافتن شوهری ایدهآل "عادت" کرده؛ به بیاعتناییها و سردی و سر فرو بردن "آرتوش" به روزنامه و سوال هر شبش برای اعلام پایان روز...
|
|
|
|
|
دشتبان
پدر ناصر دشتبان است. انگار که این شغل در خانوادهشان موروثی است. با آمدن پدر از دشتبانی، ناصر و گلنار و بابابزرگ، همهشان با هم میروند که ماهی بگیرند. پدر میخواهد خبر باردار بودن مادر را بهشان بدهد. اما توی شوق و سرخوشی خبر، یکهو چیزی سوت مانند و دنبالهدار، شیشهی تبدارِ آسمان قصر شیرین را خط میاندازد...
|
|
|
|
|
اسیر زمان
رمان اسیر زمان را میتوان جزء ادبیات انقلاب به شمار آورد. نویسنده، ضمن برشمردن رئوس حوادث تاریخی، چه در دوره قبل از انقلاب و چه پس از آن، و شمّهای از شکلگیری مجازات مردمی، استادانه میان این حوادث و زندگی قهرمانان خویش رابطه برقرار میسازد. تقابل سرهنگ نفیسی با علی ویسی و افسانه و شهناز در واقع، تمثیل و پژواک تقابل بسیار عظیمتری است میان حکومتی خودکامه ومردم ستم دیده.
|
|
|
|
|
با شُبیرو
داستانها را درباره کسانی نوشته شده که در جستجوی خانه دلخواه خود سفر میکنند. آنها که از جامعه طرد شدهاند، خانه و پناهگاهی میجویند که در آن از خطر ایمن باشند. او توصیفگر زندگی طبیعت روستا و آدمهاست و خواهان آن است که به کیفیات روانی چهرهها، رابطه فرد و اجتماع و عوامل بیرونی و درونی مؤثر بر این روابط بپردازد.
|
|
|
|
|
باغ بلور
ماجرا به سالهای جنگ ایران و عراق بر میگردد که بسیاری از خانوادههای ایرانی کسانشان را در آن از دست دادهاند یا معلول بازیافتهاند. داستان با تولد سومین فرزند "لایه" زن جوان روستایی که همسرش شهید شده است، آغاز میشود.
|
|
|
|
|
بافتههای رنج
به زبانی ساده و گویشی گاه محلی، ستمهایی را که در فاصله سالهای 1300 تا 1330 قشر ضعیف جامعه تحمل کرده به تصویر میکشد. او با استفاده از اصطلاحات عامیانه و شرح خرافهپرستیها در لابه لای رمان به بیان خویشاوندان و مسائل و حوادث اجتماعی و سیاسی چون کشف حجاب، جنگ جهانی دوم و قحطی و مرگ و میر و برخورد نمایندگان و مأموران دولت با کارگران میپردازد.
|
|
|
|
|
بامداد خمار
داستان سرگذشت عشق پرشور و شتابزده دختری پانزده ساله به نام مجبوبه از طبقه متمول و نسبتاً اشرافی اوایل سلطنت رضا شاه، نسبت به جوانی تهیدست از طبقه پایین اجتماع است. عشقی خام که دختر جوان را بر آن میدارد تا به رغم مخالفت اطرافیان و با رد عواطف عاشقانه و پیشنهاد ازدواج پسر عمویش به عقد شاگرد دکان نجاری سرگذر، در آید.
|
|
|
|
|
پیام کافکا
هدایت پیام اصلی کافکا را در بیان تنهایی و گمنامی روح آدمی سراغ میگیرد. به نظر او سه عامل تعیین کننده سرنوشت کافکا بوده است: مخالفت با پدر و با جامعه یهود، تجرد، و بیماری. نویسنده نگاهی به زندگی، خانواده و دوستان کافکا نیز دارد و از کسانی که بر زندگی و بینش او اثرگذار بودهاند نام میبرد که پس از مرگ نویسنده در معرفی آثارش نقش بسزایی ایفا کرده یاد میکند.
|
|
|
|
|
انجمن مخفی
جهان من دگرگون شده است. و من به هر آنچه نشانهای از اعتماد داشته باشد، چنگ میزنم: چون غریقی به قدسی میآویزم. همانطور که به همراه یحیی مکی در وقفنامهاش به مستوره آویختهام...
|
|
|
|
|
پنجاه و سه نفر
در گزارش نویسنده، جریانات گوناگون مربوط به سرگذشت پنجاه و سه نفر از جمله استنطاق در عدلیه، ملاقات زندانیان با خانوادهها، وارد کردن مخفیانه روزنامه و کتابهای ممنوع به درون سلولها دست به دست چرخاندن آنها، استفاده از مداد و کاغذ، دزدیده شدن چند تن از زندانیان و... درج شده است.
|
|
|
|
|
آذر ماه آخر پاییز
بن مایه داستانهای این مجموعه احساس تردید و ترس است. گلستان با تصویر دنیای ذهنی قهرمانان داستانهای خود این احساس را به خواننده منتقل میکند و خواننده از طریق مکالمات قهرمانان داستان با فضای روحی و ذهنی آنها آشنا میشود.
|
|
|
|
|
همه نامها
دنیای تاریک و بیرحم کورها در "کوری"، چنان ماندگار است که خواننده را تا چند وقت به این فکر وا میدارد که اگر آدمهای دور و برش کور بشوند، با او چه رفتاری خواهند کرد. اما درست در نقطهی مقابل، اگر تا صفحات پایانی "همه نامها" از خود بپرسید که ساراماگو چه میخواسته بگوید، احتمالا جواب مناسبی پیدا نخواهید کرد.
|
|
|
|
|
کتاب،خنده و فراموشی
شکاکیت سرگیجهآوری در سراسر کتاب هست که سلسله مراتب را میان آنچه مهم است و آنچه مهم نیست دگرگون میکند: طی 200سال اخیر، سار جنگلها را رها کرده است تا پرنده شهرها شود[...] اینکه بوهمیا تحت اشغال ملتها باشد یا اسلاوها[...] مشکل زمین نیست. اما اینکه سار به طبیعت اولیه خیانت کرده باشد تا انسان را در دنیای مصنوعی و خلاف طبیعت او تعقیب کند، در سازماندهی کره زمین چیزی را تغییر میدهد.
|
|
|
|
|
درسهای دون خوان
قصد کاستاندا از ملاقات دون خوان این است که به عنوان گیاهشناس درباره آثار قارچهای توهمزا مطالعه کند. اما رفته رفته، به ماجرای عمیقتری کشیده میشود که او را به آموختن شیوه یاکویی معرفت سوق میدهد. وی کشف میکند که به کار بردن گیاهان مرحله مقدماتی این آشنایی است و این کار باید زیر نظر استادی انجام گیرد. زیرا بدون رعایت این احتیاط، شخص از نظر جسمی و روحی با خطر مرگباری روبرو میشود.
|
|
|
|
|
ماجراهای اوجی مارچ
رمان به شکل سلسله وقایع فرعی کاملاً مستقل است که راوی قهرمان، اوجی مارچ، آنها را به هم پیوند میدهد... تئا، که در ابتدا جوهر زنانگی معرفی شده است، به تدریج سخت و مردانه میشود، و اوجی او را به خاطر زن دیگری به نام استلا ، که به نظرش کمتوقع میآید، ترک میکند.
|
|
|
|
|
آتش خاموش
در مجموعه داستان "آتش خاموش" آنچه در اغلب داستانها به چشم میخورد، احساسات زنانه و شباهت تجربههای زنان به یکدیگر است. این مجموعه را که از نوشتههای اولیه دانشور است، میتوان بازتاب تجربههای شخصی نویسنده در قالبی طنزگونه شمرد که ضمن آن مسائل خانوادگی و اجتماعی مطرح شده است.
|
|
|
|
|
آتش از آتش
ماجرای داستان، مانند بیشتر داستانهای میرصادقی، در فصل زمستان میگذرد. میرصادقی، در این داستان، اختناقی را نشان میدهد که عشق و تفکر را سرکوب و هویت فردی انسان را نفی میکند.
|
|
|
|
|
نه آبی نه خاکی
نیروهای عمل کننده در این عملیات ابتدا باید از کانال بگذرند. آنها در آن سوی کانال به باتلاقی میرسند. بعد از باتلاق، روستایی در حاشیهی رود دجله در مسیر نیروها قرار دارد که اگر از آن بگذرند، در آن سوی رود دجله، جاده آسفالتهای قرار دارد که از یک سو به العماره و از سوی دیگر به بصره میرسد. از این طریق ارتباط دو جبهه شمالی و جنوبی عراق در منطقه قطع میشود و این یعنی یک شکست بزرگ برای ارتش بعث عراق، چون بعد از جاده آسفالته منطقه کاملاً مرداب و نیزار است.
|
|
|
|
|
حرمان هور
یادادشتهای "ژان والژان"، "حسنک کجایی؟!"، "دانه برف" و "مندلیف با ریاضی" اسامی برخی از یادداشتهای اوست که بیانگر وسعتنظر و استعداد شگرفش در بهرهگیری از علومی نظیر فیزیک و شیمی و ریاضیات برای خلق آثارش است.
|
|
|
|
|
نامزد کشیش
مرد جوانی که مری دلباختهی اوست، به سفری طولانی از راه اقیانوس میرود و گمان میرود که مرده است. پس مری با حس احترام و اکرام با کشیش عهد میبندد. اما جوان مفقود باز میگردد. و هاپکینز، که از واقعیت امر آگاه میشود، با فدا کردن خود مری را از قید تعهد رها میسازد.
|
|
|
|
|