|
|
گرترود
یاد مادر از دست رفته همه جا با اوست و هسه همه چیز را رها میکند تا به زیارت هند، زادبوم مادرش، برود. گرترود درست پیش از این ایام نوشته شده است.
|
|
|
|
|
گرگ بیابان
هالر انسانی تنها و در حدود پنجاه ساله است که روزی، در یک شهر بزرگ، در خانهای بورژوایی، اتاقی اجاره میکند. او رفتاری درست دارد، اما در وجودش چیزی غریب یا غریبه هست.
|
|
|
|
|
سیذارتا
سیذارتا، پسر برهمن، سرگشته از نیاز به حقیقت تمام، در جستجوی خردی به کمال منطبق با زندگی، خانه پدری را ترک میگوید.
|
|
|
|
|
|
|