• 02 بهمن 1399

    کریستوفر-مارلو

    پدرش کفاش بود و او پس از پایان تحصیلات اولیه در شهر زادگاهش با کمک خرج تحصیلی که به داوطلبان شغل روحانی تعلق می‌گرفت در کریستی کالج کمبریج به تحصیل ادامه داد... در رشته‌ی هنر به دریافت فوق لیسانس نایل شد... زندگی اسرارآمیزی داشت و در سازمان‌های مخفی دولتی خدمت می‌کرد... در عصر خود آشکارا به کفر و الحاد متهم گشت... قتل او در مهمانسرایی به دست شخصی به نام اینگرام فریزر قتلی سیاسی شناخته شد... تراژدی دکتر فاوستوس نمایشنامه‌ای آمیخته از نظم و نثر است ...

  • 06 دی 1399

    زندگی-سیاسی-خلیل-ملکی-در-گفتوگو-با-حمید-شوکت

    برنامه ملکی و یارانش در جریان انشعاب از حزب توده ایران، تشکیل سازمانی به نام جمعیت سوسیالیست توده ایران بود. شوروی انشعاب را به‌عنوان اقدامی که به تحریک امپریالیسم انجام گرفته بود، محکوم کرد... توانایی کافی برای کنار‌گذاشتن فکر و اندیشه حزب توده و برشی قاطع با شوروی را نیافتند... نظریه ایجاد حزبی را که بر اساس سوسیالیسم دموکراتیک سامان گرفته باشد، رها کردند. این شاید بزرگ‌ترین خطای سیاسی ملکی باشد... بقایی هنگامی که به رویارویی با ملکی پرداخت، از او به‌عنوان «کمونیست منهای مسکو» نام برد ...

  • 02 دی 1399

    گزارش-نشست-نقد-دو-کتاب-دانش-خطرناک-و-شرقشناسی

    برخی از اینها مبلغان مذهبی بودند که شرق‌شناس شدند تا بتوانند در سرزمین‌های مسلمانان، بودایی‌ها، هندوهای هندوستان یا در چین مرام مذهبی و دینی خودشان را تبلیغ کنند... خیلی‌ها چون سعید این کتاب را به انگیزه به ‌هم ‌زدن این برخورد خصمانه با عرب و مسلمانان و پیرامون قضیه فلسطین و اسراییل نوشته، آن را سیاسی تلقی کردند... گاه به شیوه رمان‌نویسی به توصیف جنبه‌هایی از زندگی برخی مستشرقان پرداخته که از قضا بر کشش اثر افزوده است... نقد مک‌فی از سعید علمی، عالمانه و به دور از هرگونه غرض‌ورزی است ...

Loading
ظاهرا در دنیای ادبیات به فرد معتاد با احترام نگریسته می‌‌شود... لیوانی را روی سر همسرش می‌گذارد و شلیک می‌کند، اما تیرش، نه به لیوان که به سر همسرش می‌خورد... فکر می‌‌کنم سلین در درجه‌‌ اول یک نویسنده طنزپرداز است. و رندنامه هم رمانی است که می‌‌بایست حسابی سرزنده و حسابی خنده‌‌دار باشد... از سیاستمدارها متنفر نیستم، صرفا برایم جالب نیستند ...
رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
سال 2015 پر از حرف‌های پوچ و کلمات توخالی بود اما کتاب‌های حقیقی و داستانی خوب، صادق و حتی قدرتمند توانستند به موفقیت برسند. خود صنعت کتاب هم شاهد یک پیروزی بود چون تعداد کتاب‌های فیزیکی فروخته شده از کتاب‌های الکترونیکی کیندل بالاتر بود. بعد از 10 سال سکوت، کازوئو ایشیگورو بازگشت و خوانندگانش را با کتاب تمثیل‌مانند «غول دفن‌شده» که در آن اژدها و شوالیه‌های شاه آرتور هم بودند، به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کرد و بعد از 14 سال دوری، میلان کوندرا در قالب سایه‌ای از خود قبلی و پرطراوتش برگشت. ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...
دختر پرشور و حرارتی‌ست که طبق رسوم و با انتخاب پدر و مادرش، همسر یک تاجر پرکار می‌شود. با گذشت زمان، حوصله‌اش از زندگی بی‌تحرک و حضور کمرنگ شوهرش سر می‌رود و گرفتار غم تنهایی و افسردگی عاطفی می‌شود. درست در همین جا، مردی به نام کرامپاس وارد حیات خلوت عواطف زنانه‌اش می‌شود و... افی بریست رمانی درباره‌ی طلاق عاطفی، زندگی جداگانه زوج‌ها، تنهایی، فرار به رابطه دیگر و حسادت است ...
رمانی عمل‌گرایانه است. رمانی در ستایش اقدام به جنبش (انقلاب). از این منظر به‌واسطه «همسایه‌ها» می‌توان به تاریخ اجتماعیِ مردم نگاهی دقیق انداخت. تنها چیزی که در مخیله مردم آن دوران نمی‌گنجد، اصلاح است. آنان به‌جز تغییر به چیز دیگری رضا نمی‌دهند. احمد محمود در این رمان بیش از هر رمان دیگرش به عمل انقلابی دل بسته است. عمل انقلابی در رسیدن به خودآگاهی طبقاتی. عمل انقلابی در/ با رسیدن به خودآگاهی انقلابی ...
بهترین بخش از ما وارد کتاب می‌شود. ما نویسنده‌ها، جز استثناهایی نادر و فوق‌العاده، آن‌قدر فوق‌العاده یا عاقل یا هوشمند نیستیم که ممکن است انتظار برود یا امیدش باشد. کاملا برعکس... نویسندگان داستان‌های تاریخی مثل مورخان زیر فشار یافتن مدراک برای گزاره‌هایی که می‌نویسند نیستند. همین‌ که غلط‌بودن چیزی که می‌نویسیم ثابت نشود برای ما کافی است... ...
کوچه‌ها بیشتر به نام اشخاص سرشناس ساکن در آنها بود... کوچه عباسعلی‌خان، سرهنگ توپخانه در گذر قورخانه و کوچه میرزاحسین‌خان حکیم‌باشی در گذر افشارها در محله سنگلج؛ یا به نام برخی از گروه‌های قومی یا ایلی مانند کوچه گندشلوها، باجمالوها و قرقانی‌ها در گذر افشارها، کوچه عرب‌ها در گذر دباغ‌خانه و ترکمان‌ها در گذر پایین... نانوا را به سبب گران‌فروشی یا ناکافی بودن پخت نان در تنور می‌انداختند و می‌سوزاندند؛ قصاب یا بازاری را به جرمی ناچیز «نسق می‌کردند» یعنی از ناحیه نرمه گوشش به دیوار میخکوب می‌کردند ...
سلوچ را در هفتادوسه چهار شب یكسره نوشتم... در این كتاب به زن و شخصیت زن، زن‌هایی كه پیش‌تر دیده نمی‌شدند پرداخته‌ام... هاجر سیزده‌ساله می‌رود به خانه‌ مردی كه آن‌قدر زن اولش را زده كه زن دیگر به درد نمی‌خورد و علیل و بدبخت به گوشه‌ای افتاده. شب زفاف دختر است و دختر رفته به خانه‌ شوهر... «كی می‌توانی دل‌آسوده به خواب روی، وقتی كه دخترت را همین یك دم پیش به حجله فرستاده‌ای». جیغ و جیغ و جیغ! نیزه‌های شكسته‌ای به دل شب... ...