کورت ونه‌گات

11 فروردین 1385

کورت-ونهگات

اصالتا آلمانی است از یک پدر آرشیتکت و مادر خانه‌دار. در جوانی برای تحصیل در رشته شیمی به دانشگاه کورنال در اتاکا، ایالت نیویورک رفت، اما در سال 1943 بدون دریافت هیچ مدرک تحصیلی دانشگاه را برای شرکت در جنگ دوم جهانی ترک کرد. مدت کمی قبل از اعزامش به جنگ، مادرش خودکشی کرد... بعد از جنگ در رشته انسان‌شناسی از دانشگاه شیکاگو در الی‌نویز اقدام به تحصیل کرد، اما در 1947 زمانی که تزش رد شد از دانشگاه خارج شد. مدتی در شرکت جنرال الکتریک مسئول روابط عمومی بود و بعد در مجلات نوشتن داستان‌های کوتاه را آغاز

کورت ونه‌گات جونیور (Kurt Vonnegut). متولد 11 نوامبر 1922 در ایندیاناپولیس آمریکاست. اصالتا آلمانی است از یک پدر آرشیتکت و مادر خانه‌دار. در جوانی برای تحصیل در رشته شیمی به دانشگاه کورنال در اتاکا، ایالت نیویورک رفت، اما در سال 1943 بدون دریافت هیچ مدرک تحصیلی دانشگاه را برای شرکت در جنگ دوم جهانی ترک کرد. مدت کمی قبل از اعزامش به جنگ، مادرش خودکشی کرد. در اوائل جنگ توسط نیروهای آلمان نازی اسیر شد و در یک سلاخ‌خانه در شهر درسدن زندانی شد؛ جایی که شاهد بمباران هوایی شهر توسط نیروهای متفقین بود. بعد از این حمله وحشتناک به همراه زندانیانی که جان سالم به در برده بودند مامور شدند تا اجساد کشته‌شدگان را از زیر آوار بیرون بکشند و در نهایت و به دست روس‌ها آزاد شد. بعد از جنگ در رشته انسان‌شناسی از دانشگاه شیکاگو در الی‌نویز اقدام به تحصیل کرد، اما در 1947 زمانی که تزش رد شد از دانشگاه خارج شد. مدتی در شرکت جنرال الکتریک مسئول روابط عمومی شد و بعد در مجلات نوشتن داستان‌های کوتاه را آغاز کرد و از 1950 به صورت تمام وقت به کار نوشتن مشغول است.

در طول زندگی این نویسنده علاوه بر این‌ها اتفاقات دیگری نیز رخ داده است: جدایی از همسر اولش مارى کاکس (که دوست دوران کودکیش بوده) و ازدواج با جیل کرمتز عکاس، دکتراى افتخارى ادبیات گرفته، یک بار در سال 1984 دست به خودکشى زده، با بیمارى شیزوفرنى پسر بزرگش مارک ونه‌گات کنار آمده و در سال 1999 از آتش‌سوزى آپارتمانش جان سالم به در برده (هر چند که بعد از آتش سوزى کارش به بیمارستان کشید و چند روز توى بخش مراقبت‌هاى ویژه بسترى شد).

وقوع حوادث تلخ جنگ جهانی دوم بعدها دست‌مایه اصلی کتاب «سلاخ خانه شماره 5» شد. ماجرای اصلی کتاب بمباران شهر درسدن آلمان است. واقعه‌ای که با 134هزار کشته، بزرگ‌ترین قتل عام تاریخ محسوب می‌شود و این اثر تجربه شخصی خود نویسنده است از آن دوران.

وی چهارده رمان و سه مجموعه داستان نوشته است. "نوازنده پیانو"، اولین رمانش را در سال 1952 نوشت. آخرین رمان(خودش مى‌گوید که آخرى است)، "زمان‌لرزه" (Time quake) را هم در سال 1997 نگاشته است. از دیگر آثار وی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

"شب مادر" (Mother’s Night)، "اسلپ استیک"، "گهواره گربه" (پرچینک بازی)، "مجمع‌الجزایر گالاپاگوس"، "نوازنده پیانو"، "آژیرهای هیولا"، "به خانه میمون خوش آمدید"، "قناری در خانه گربه"، "میان زمان و تیمبوکتو"، "ومپیترز فوماوگرن فلونز" و "صبحانه قهرمان".

اگرچه خیلی‌ها او را یک نویسنده داستان‌های علمی تخیلی به شمار ‌می‌آورند، رمان‌های او عموماً خیلی فراتر از یک قصه علمی تخیلی معمولی است. نگاه انتقادی ونه گات نسبت به جامعه مدرن به خصوص جامعه آمریکا به همراه طنزی که استادانه در لابه‌لای کلمات و جمله‌هایش استفاده می‌کند، از او نویسنده‌ای دقیق و تیزبین ساخته است.

ونه‌گات حالا 84 ساله است. مخالف بوش است. خود را شهروند هیچ‌کجا می‌خواند. فعلاً در نیویورک خوش و خرم زندگى مى‌کند و (هنوز هم) یک عالمه سیگار مى‌کشد. در دانشگاه بیوشیمی تدریس می‌کند. عقاید ضد علم دارد و از فروش رمان‌ها و نقاشی‌هایش روزگار می‌گذراند.

[کورت ونه‌گات در 11 آوریل 2007 درگذشت.]

مریم السادات فاطمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

مرده متحرک و بیش‌فعالی است که به صدا حساس‌ است، در بین مردم سالم به راه می‌افتد، آنها را گاز می‌گیرد، بزاق خود را به بدن قربانیان‌ وارد کرده و آنها را نیز همانند خود به یک زامبی تبدیل می‌کند... زامبی‌های قرن بیست‌ویکم دیگر از گور برنمی‌خیزند؛ آنها نه‌فقط در حومه‌های ثروتمند وال‌استریت و در سرسراهای پرزرق‌وبرق شرکت‌های چندملیتی و در اطراف بانک‌ها، بنگاه‌های سرمایه‌گذاری‌اند، بلکه در بالاترین جایگاه‌های دولت‌های بزرگ خاصه آمریکا و در صف اول رسانه‌های جریان اصلی حضور دارند ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...
ویوین لی در نقش اسکارلت... آرزوها، عشق‌ها و هوس‌هایی که بر باد رفته... زمین داران «جنوبی»، سرمست از باده‌ی عصرانه و هیجان زده از غروری کاذب، رجز جنگ می‌خوانند: باید التماسمون کنند برای صلح!... هر جنوبی بیست نفر از شمالی‌ها رو لت و پار می‌کنه!...توی حمله ی اول کارشون رو می‌سازیم!... اشلی با اطمینان می‌گوید: بیشتر بدبختی‌های دنیا به علت جنگ است. و زمانی که جنگ تمام می‌شود، هیچکس نمی‌داند علت آغازش چه بود؟!... در جنگهای داخلی آمریکا، «جنوب» شکست خورد. ...