به گزارش ایبنا، محمود عابدی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی در هفتاد و دومین نشست ماهانه مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب، به مناسبت انتشار تصحیح سیرالملوک خواجه نظام الملک طوسی گفت: کتاب را نوشته یکی از بزرگترین وزیران تاریخ ایران، وزیر آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی است. خواجه نظام الملک وزیر حکومتی است که کشور ایران در دوران آن‌ها وسیع‌ترین و پهناورترین قلمرو را داشت.

وی با اشاره به نگارش سه کتاب تاریخ بیهقی، قابوس‌نامه و سیر الملوک در آن دوران گفت: این سه کتاب در میان کتاب‌های فارسی یک حالت استثنایی دارند و نویسندگان هر سه کتاب (ابوالفضل بیهقی، عنصر المعالی و خواجه نظام الملک) در دستگاه حکومت و در جریان کارها بودند؛ هر سه از شخصیت‌های معروف روزگار خود بودند و مهمترین صفت این سه نویسنده بزرگ این است که برای خواننده خود خرد و عقل قائل بودند و داوری خواننده خودشان را مهم می‌دانستند.

عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به سخن بیهقی که گفته تاریخ پایه می‌نویسم و چنان می‌نویسم که نگویند شرم باد این پیر را، گفت: به نظر من در طول تاریخ ما و چه بسا امروز هم، اغلب نویسندگان، برای خواننده‌های خود ظاهراً خردی قائل نیستند.

عابدی در این میان سیرالملوک را کتابی ارجمند خواند و درباره انواع اندرزنامه‌ها گفت: اگر اندرزنامه را کسی می‌نوشت که خود در جریان کارها بود اثر او عهد خوانده می‌شد و از این نوع عهدنامه از قبل از اسلام و از صدر اسلام فراوان در دست است.
 
وی دسته دیگر را اندرزنامه‌هایی دانست که ادیبان برای پادشاهان می‌نوشتند و درباره این دسته عنوان کرد: این آثار که غالباً تحفت الملوک یا نصیحت الملوک خوانده می‌شدند کتاب‌های جامعی بوده‌اند اما بیشتر رنگ و بوی اخلاقی داشته‌اند و موضوع آن‌ها سیاست و اداره کشور نبوده است.

عابدی عهدنامه مالک اشتر را نمونه‌ای مشهور از عهدها و قابوس‌نامه، کلیله و دمنه و گلستان را از جمله بهترین نمونه‌های نوع دوم دانست و درباره دسته سوم توضیح داد: این دسته که تعدادشان بسیار معدود است و سیرالملوک یا سیاست‌نامه خوانده می‌شوند شامل آثاری است که نویسنده آن خود در جریان امور بوده و در اثرش آیین کشورداری را برای پادشاه شرح می‌داده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی درباره کتاب خواجه نظام الملک گفت: این کتاب از این جهت که شیوه سیاست و کشورداری پادشاهان پیش از سلجوقیان را بیان می‌کند سیر الملوک است و از آن جهت که آیین کشورداری و نهادهای مختلف سیاسی و حکومتی را تعریف و شیوه تأسیس آنها را بیان و آسیب‌های‌شان را شناسایی می‌کند، سیاست‌نامه است.

وی زبان سیرالملوک را همچون زبان قابوس‌نامه و تاریخ بیهقی زبان صاف و زلال و ساده فارسی توصیف کرد و گفت: در آن زمان زبان فارسی زلال‌ترین شکل خود را داشت و هر کلمه بار معنایی خودش را چنان که می‌بایست منتقل می‌کرد و زبان بی‌پیرایه و آن چنان که می‌توانست نزدیک به زبان گفتار بود.

عابدی با اشاره به وجود تصحیح‌های دیگری از سیر الملوک، گفت: من در ابتدای کار نسخه معروف نخجوانی را که کهن‌ترین نسخه سیر الملوک و مربوط به سال 673 هجری است با نسخه‌های چاپ شده مقابله کردم و به این نتیجه رسیدم که هر صفحه حداقل سه غلط و خطای بدخوانی یا خطای چاپی دارد و بعد از این که به این نتیجه رسیدم که می‌توان تصحیح جدیدی ارائه کرد اقدام به این کار کردم.
 
وی یکی از ابهامات پدید آمده حول این کتاب را مربوط به نویسنده آن دانست و گفت: گاه این گونه القا یا تصور شده بود که نویسنده این کتاب خواجه نظام الملک نیست و من برای بررسی این موضوع مضمون کتاب را به طور کلی مورد مداقه قرار دادم و دیدم که بر چهار نظر استوار است.

به گفته وی تقدس خلافت و خلیفه، مضر دانستن صرفه‌جویی در مخارج دیوانی برای پادشاه به جهت اثر منفی بر نیروی نظامی، متزلزل شدن اساس حکومت پادشاهی با دخالت حرم یا زنان در امور حکومت و ضرورت مبارزه پادشاه با خارجیان و مخالفان دینی که به طور مشخص در آن زمان اسماعیلیان بوده‌اند چهار اندیشه مهم در کتاب سیر الملوک هستند.

عابدی ادامه داد: بنا بر شواهد تاریخی می‌توان گفت که این مسائل دغدغه‌های خواجه نظام‌ الملک بوده و از این نظر و جهات دیگر که در مقدمه کتاب به تفصیل بررسی کرده‌ام نشان دادم که این کتاب نوشته خواجه نظام الملک است.

وی در پایان کتاب سیر الملوک را از نظر زبانی کتابی بسیار مغتنم دانست و گفت: این کتاب دارای کلمات تازه فراوان و مجموعه‌ای از اصطلاحات دیوانی است که منحصرا در این کتاب آمده است و امیدوارم توانسته باشم چنان که شایسته یک دانشجوی علاقه‌مند به زبان فارسی است کتاب را به مخاطبان و علاقه‌مندان تقدیم کرده باشم و کتاب برای‌شان مفید باشد.

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...