ترجمه‌ی دو مجموعه از داستان‌های "مصطفی مستور" به ترکی استانبولی به پایان رسیده است و به زودی در ترکیه منتشر خواهد شد.

"دو چشم‌خانه‌ی خیس"، 10 داستان را دربرمی‌گیرد که به غیر از داستان "کله کدو"، بقیه‌ی داستان‌های مجموعه منتشر شده‌اند.

«زلزله»، «آرزو»، «مهتاب»، «مردی که تا زانو در اندوه فرو رفت»، «مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت»، «دوچشم‌خانه‌ی خیس»، «‌بعد از ظهر سبز»،‌ «مغول‌ها» و «مثل یک قاصدک»، داستان‌های این مجموعه هستند که ترجمه‌ی آن‌ها به ترکی استانبولی به پایان رسیده است و از سوی نشر هجا در ترکیه منتشر خواهد شد.

همچنین مجموعه‌ی داستان "چند روایت معتبر" 9 داستان را شامل می‌شود: «چند روایت معتبر درباره‌ی خداوند»، «چند روایت معتبر درباره‌ی زندگی»، «چند روایت معتبر درباره‌ی مرگ»، «چند روایت معتبر درباره‌ی اندوه»، «چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن»، «مشق شب»،‌ «چند خط کج و کوله بر دیوار»، «شب‌های یلدا» و «مصائب چند چاه عمیق».

از سوی دیگر، مجموعه‌ی "حکایت‌ عشقی بی‌شین بی‌قاف" شامل 12 داستان کوتاه از این نویسنده که از چهار مجموعه‌ی‌ داستان او گزینش شده است، چندی پیش توسط ارطغرل ارتکین به ترکی استانبولی ترجمه و در ترکیه منتشر شد.

به گزارش ایسنا، ارتکین ترجمه‌ی رمان "استخوان خوک و دست‌های جذامی" مستور را نیز به پایان رسانده است و به زودی آن ‌را منتشر خواهد کرد.

یک وکیل آمریکایی قرن نوزدهم به‌نام آدام اِوینگ... نابغه‌ای رو به احتضار... شش‌نوازی اطلس ابر را برای پیانو، کلارینت، ویولنسل، فلوت، اوبوا و ویولن... روزنامه‌نگاری است که رسوایی شرکت هسته‌ای را فاش می‌کند و در معرض خطر ترور است... ناشر مغرور لندنی... یک برده کلون‌شده... قبیله‌ای پس از سقوط جهان متمدن...آثار هنری و رمان‌ها را با بازرخدادها و تکرارهای جاودانه فرهنگ و طبیعت انسانی همراه می‌کند و درهم می‌آمیزد. ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...