«جهان مکتوب» [The Written World: The Power of Stories to Shape People, History, Civilization] نوشته مارتین پوکنر[Martin Puchner] با ترجمه علی منصوری منتشر می‌شود. در این کتاب تاثیر ادبیات بر تمدن جهانی بررسی شده و اشاره می‌شود که نخستین رمان جهان را ندیمه‌ای در دربار ژاپن نوشت.

 «جهان مکتوب» [The Written World: The Power of Stories to Shape People, History, Civilization] مارتین پوکنر[Martin Puchner]

علی منصوری به مهر گفت: هم‌اکنون مشغول ترجمه کتاب «جهان مکتوب» نوشته مارتین پوکنر هستم. به احتمال زیاد ترجمه نهایی را تا اواسط شهریور امسال به ناشر می‌دهم. این کتاب قرار است در مجموعه «دانش عمومی» نشر بیدگل با دبیری مهدی نصرالله زاده منتشر شود.

وی افزود: مارتین پوکنر، نویسنده این کتاب استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه هاروارد است و از کسانی است که آثاری در آنتولوژی‌های نورتن را که انتشارات دانشگاه هاروارد منتشر می‌کند، داشته است. این کتاب در زبان اصلی در حدود دو سال پیش منتشر شده است.

منصوری ادامه داد: نویسنده در این کتاب به بحث و بررسی درباره سیر تحول ادبیات و تاثیری که روی تمدن بشری گذاشته، پرداخته است. او بحث خود را از ایلیاد و اودیسه هومر شروع کرده و در ادامه به بررسی تاثیر ایلیاد بر اسکندر و جهانگشایی‌های او می‌پردازد و در این میان مساله به تاثیر مساله خط یونانی بر این جهانگشایی‌ها نیز اشاره می‌شود.

این مترجم در ادامه درباره فصول بعدی کتاب گفت: نویسنده پس از ایلیاد و اودیسه در فصل بعدی کتاب به متن «گیل گمش» و اثر آن بر متون قرون بعدی می‌پردازد. یکی از مباحث مهم او در این فصول این است که خط چگونه تبدیل به فناوری می‌شود. در نهایت به قرن بیستم و متونی چون «هری پاتر» می‌رسد.

منصوری ادامه داد: همچنین در قرن بیستم به تغییر و تحول‌ فناوری‌هایی مانند تحول در تولید کاغذ، چاپ دیجیتال و... که در کنار ادبیات صورت گرفتند، نیز می‌پردازد. خوب در قرون اولیه تمدن بشری سیستم تولید کتاب وجود نداشت و آنها مثلا دانش و تکنولوژی صفحه بندی را نداشتند، در این کتاب ما با سیر تحول فناوری‌های مربوط به کتاب از آغاز تا قرن بیستم نیز آشنا می‌شویم. ما با این کتاب حتی متوجه می‌شویم که سرخپوست‌های مایا هم برای خودشان خطی اختراع کرده و فناوری ویژه‌ای برای کتابت داشتند.

مترجم «جهان مکتوب» همچنین به محتوای ویژه این کتاب اشاره کرد و گفت: «جهان مکتوب» کتاب جذابی برای خود من بود و دانش‌های بسیاری را پس از مطالعه آن فرا گرفتم. ما با مطالعه نوشته‌های پوکنر متوجه می‌شویم کتابی که امروز در دست گرفته و مطالعه می‌کنیم چه تاریخ عظیمی پشت سرش دارد و برای تولیدش به شکل امروز چقدر از فکر بشری در طول قرن‌ها را گرفته است. همچنین کتاب سرشار از اطلاعات جذاب تاریخی است. مثلا خود من پیش از مطالعه این کتاب مانند بقیه فکر می‌کردم که نخستین رمان جهان «دن کیشوت» است در صورتی که بر اساس این کتاب نخستین رمان جهان را هزار سال قبل یک ندیمه در دربار ژاپن نوشته بود. به طور کل این اثر بسیار ساده و روان است و همه مخاطبان به راحتی می‌توانند آن را بخوانند.

منصوری در پایان گفت: کتاب دیگری که امسال با ترجمه من توسط بیدگل منتشر می‌شود «فلسفه و تئاتر: یک دیباچه» نام دارد که نوشته تام استرن است. به باور نویسنده در این کتاب فلسفه و تئاتر در یک مکان و از یک زمان، یعنی در یونان باستان، آغاز شدند و به عبارتی خاستگاه هر دو رشته یونان باستان است. او از این ایده شروع کرده و به فصل مشترک و همچنین جدال‌های میان فلسفه و تئاتر می‌پردازد. در این کتاب بحث شده که فیلسوفانی که مخالف تئاتر بودند مانند افلاطون، اما از ساختارهای تئاتر و نمایشنامه بهره بردند. ما می‌دانیم که افلاطون از دیالوگ در متون فلسفی خود استفاده‌های زیادی می‌کند و حتی یک نظریه هم وجود دارد که افلاطون در ابتدا نمایشنامه نویس بوده، اما آن را به کناری می‌گذارد و به فلسفه روی می‌آورد. نویسنده در این کتاب به اندیشه‌های فیلسوفان درباره تئاتر نیز پرداخته است.

علی منصوری، کارگردان و مترجم حوزه تئاتر و ادبیات است. «هنر تئاتر» نوشته جیمز آر. همیلتون، «بکت و تصویر فلسفی» اثر آنتونی اولمان، «بعضی از ما به دوستمان کلبی هشدار داده بودیم» نوشته دونالد بارتلمی، «چشم عمومی و گوش خصوصی» نوشته پیتر شفر، «درست و نادرست: بدعت و عقل سلیم برای بازیگر» نوشته دیوید ممت، «میان دو سکوت: گفت‌وگو با پیتر بروک» اثر دیل مافیت، «بازیگر و هدف: راهکارهایی عملی برای عبور از بن‌بست‌های بازیگری» نوشته دکلان دونلن، «تمهیدات کارگردان تئاتر: هفت مقاله درباره هنر و تئاتر» نوشته آن بوگارت، «اطلس ابر» نوشته دیوید استیون میچل، «معیوب‌ها» نوشته تام رکمن، «لگد زدن به اسب مرده» اثر سام شپرد و «صید ماهی بزرگ» نوشته دیوید لینچ، عناوین شماری از ترجمه‌های منتشر شده منصوری است.

................ هر روز با کتاب ...............

از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...