جدیدترین شماره‌ی راه، ارگان جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شد.

به گزارش کتاب‌نیوز، سرمقاله این شماره راه هم با عنوان "مهندسی فرهنگی یا دیکتاتوری دکوراتورها" به‌تعبیر نویسنده "شطحی" ست در ضرورت مهندسی "مدیریت فرهنگی". نویسنده در این یادداشت با بکارگیری "عبارت مهندسی مدیریت فرهنگی" در کنار عبارت "مهندسی فرهنگی"  نوشته است: "به نظر می رسد دکوراتوری جای مهندسی را گرفته است! دکوراتورها برای هرگروهی و در هر مقطعی دکور و"نقش ایوان" مناسب را تدارک می‌بینند..." نویسنده در نهایت این گونه نتیجه گیری کرده است که "مهندسی فرهنگی با مهندسی مدیریت فرهنگی آغاز می‌شود و در این مهم شاقول و تراز و البته کلنگ لازم است. فروکش کردن حساسیت و تعطیل نظارت بر "مدیریت فرهنگی" در سالهای اخیر از سوی "توده‌های انقلابی" به نتایج نگران‌کننده‌ای رسیده است..."

گفتگویی با "سید مسعود شجایی طباطبایی" درباره ظرفیتها و چالشهای هنر انقلاب "، میزگردی با حضور نمایندگان "جنبش عدالتخواه دانشجویی"، " جامعه اسلامی دانشجویان" و "اتحادیه انجمنهای اسلامی مستقل" درباره " چالشهای نقد منصفانه" و گفتگویی با سرلشگر ایران‌نژاد درباره پرونده زمین خواری در سیرجان و دستگیری حجت الاسلام جهانشاهی از مطالب این شماره راه است.

"داستان داوود و جالوت " نوشته شهاب اسفندیاری نقدیست درباره ظرفیتهای "در حال استفاده و قابل‌استفاده" پرس تی وی. اسفندیاری که در لندن در مقطع دکترا درس می‌خواند در این مقاله دلایل موفقیت شبکه خبری انگلیسی زبان صدا و سیما را در مقایسه با شبکه‌های داخلی بررسی کرده است. "صدای پای تغییر" عنوان مقاله دیگریست که درباره فرصتهای اپوزیسیونی پرس تی وی در فضای جهانی به چاپ رسیده است.
"حاشیه‌ای بر روزنامه‌نگاری جهانی" نوشته فرشاد مهدی پور دیگر مقاله بخش "رسانه" در راه شماره شش است.

در این شماره راه "جواد میری" در گزارش تحلیلی "دم خروس و قسم‌های صادقانه سیما" موضوع عوامزدگی در تلویزیون را بررسی کرده و "رضا زاده محمدی" هم در مقاله "خشن، سیال، متظاهر" بوروکراسی را بطور خلاصه بررسی و نقد کرده است.
بخش یادمان شماره شش "راه " به موضع تسخیر لانه جاسوسی اختصاص یافته است. در این بخش کتابهای " همه چیز فرو می‌ریزد" نوشته گری سیک، "تسخیر " نوشته معصومه ابتکار و "444روز" نوشته تیم ولز از کارکنان سفار آمریکا در زمان تسخیر لانه جاسوسی معرفی و بررسی شده‌اند. خلاصه دیدگاهها و اظهارنظرهای امام (ره) درباره تسخیر لانه جاسوسی هم در این بخش گنجانده شده است. "سعید صادقی" از عکاسان تسخیر لانه جاسوسی هم در گفتگویی با عنوان " عکسهای انقلاب ملک شخصی نیست" خاطرات خود را درباره تسخیر لانه جاسوسی و عکسهایی که از این رویداد گرفته شده بیان کرده است.

"نیجر همسایه برزیل!" و "راهکارهای وحدت مذاهب" عنوانهای سرفصل جهان در "راه" شماره شش هستند. در  "نیجر همسایه برزیل!" تیجانی مدیر رادیو هوسا از رادیو های برون مرزی صدا و سیما درباره فرصتها و فرصت سوزیها در روابط ایران با آفریقا صحبت کرده است.  "راهکارهای وحدت مذاهب" هم عنوان میزگردیست که از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در موسسه گفتگوی دینی قم با حضور عبدالله النمر و ارتباط تلفنی با نواف القدیمی دو تن از روحانیون شیعه عربستان برگزار شده است.

" اهل مذهب بیداران" نوشته ایست از احمد میراحسان درباره طاهره صفارزاده  که همراه با نوشته ای از علی محمد مودب در بزرگداشت این شاعر و نویسنده انقلابی در بخش یادمان "راه" شش به چاپ رسیده است. "بر لب دو پرتگاه ناگهان" هم عنوان نوشته ایست از اسماعیل امینی درباره رویارویی قیصر امین‌پور با شبه روشنفکران و سیاست‌بازان. 

در مقاله " از انقلاب سفید تا سینمای معناگرا" هم مهرزاد دانش جایگاه روستا و روستائیان را در سینمای قبل و بعد از انقلاب بررسی کرده است.

"تولید و تعمیق الگوهای بومی" عنوان گفتگوییست با حجت الاسلام سیدمهدی میرباقری درباره امروز فرهنگستان علوم اسلامی.

"حاج آقا کتاب نماز شب دارید" عنوان میزگردیست در بخش "جبهه فرهنگی" که در آن تجربه برپایی نمایشگاههای کتاب در ایستگاههای مترو بررسی شده است. این نمایشگاهها را جمعی از طلاب رمضان امسال برپا کرده بودند.

"نمی خواستیم فقط پامنبری باشیم" مصاحبه ایست با یکی از اعضای تشکل در راه حق که توانسته‌اند هر چند در مقیاسی کوچک در فضایی کاملا غیردولتی  یک پروژه اقتصادی – فرهنگی را به انجام برسانند.

"تریاک و کلاشینکف در خانه مولوی و ناصرخسرو" عنوان یادداشتهای سفر علی داوودی به افغانستان است که در بخش جهان " راه" شش به چاپ رسیده است.

"دعا و مالیات" گزارشی است درباره حضور سیاست در کلیساهای امریکا که مهدی جدی‌نیا  آن را از واشنگتن برای راه فرستاده است. گزارشی انتقادی درباره جشنواره سینما – حقیقت و گزارشی تصویری از مقاومت خانواده شهدا درباره تخریب مزار شهدا در بهشت زهرا دیگر گزارشهای خبری  راه شماره شش هستند.

نعمت الله سعیدی با "قصیده نونیه"، امید مهدی نژاد با "شهود سبز اثیری زیر باران معنویت " و جواد میری با " راه‌نا" در صفحات طنز انی شماره راه حضور دارند.

کتابهای "پرسشهای اساسی جنگ"، "سراج‌السائرین" و " هزارتوهای بورخس" هم عناوین کتابهایی هستند که سیدعبدالجواد موسوی در بخش پیشخوان کتاب راه شش معرفی کرده است.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...