رمان «دختر جوان و همسر خیالیش» اثر جولیا کوئین با ترجمه محمد پور رکنی از سوی انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، رمان «دختر جوان و همسر خیالیش» اثر جولیا کوئین، ماجرای دروغی را روایت می‌کند که دختری جوان برای رسیدن به هدفش و گذشتن از مسیر فعلی زندگی‌اش آن را بیان می‌کند. سیسیلیا هارکورت بین دو راهی زندگی قرار می‌گیرد؛ باید بین زندگی در کنار عمه‌اش و ازدواج با یکی از اقوام حیله‌گر خود یکی را برگزیند اما او تصمیم می‌گیرد راه دیگری را پیش بگیرد؛ هارکورت در پی یافتن برادرش که در جنگ مصدوم شده و آسیب دیده است به دوست برادرش ادوارد راکسبی، افسری جوان و جذاب می‌رسد؛ راکسبی بیهوش است و به کمک سیسیلیا نیاز دارد، این دختر با خود عهد می‌بندد که جان این سرباز را نجات خواهد داد. همچنین در این داستان ما با اسراری مواجه می‌شویم.

کتاب «دختر جوان و همسر خیالیش» رمانی اثر جولیا کوئین است که نخستین بار در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. جولیا کوئین زاده سال ۱۹۷۰، نویسنده آمریکایی است. کوئین تاریخ هنر را در دانشگاه هاروارد آموخته است. رمان‌های این نویسنده تاکنون به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شده‌اند. نام این نویسنده تا به حال نوزده بار در فهرست نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز قرار گرفته است.

در قسمتی از این رمان می‌خوانیم:
«و آنگاه یک روز که توماس بیرون بود و ادوارد داشت در اتاق مشترکشان استراحت می‌کرد، ناگهان دید که دارد به سیسیلیا فکر می‌کند. هیچ چیز غیر عادی نبود. با توجه به این که هرگز همدیگر را ندیده بودند، به مراتب بیش از حد انتظار به خواهر بهترین دوستش فکر می‌کرد. اما بیش از یک ماه از آخرین نامه‌اش می‌گذشت، که وقفه‌ای برخلاف روال طولانی بود و ادوارد داشت کم کم نگران او می‌شد، گرچه می‌دانست این تاخیر به احتمال قریب به یقین به خاطر بادها و جریان‌های اقیانوسی باشد. پُست فرا اطلس اصلا قابل اعتماد نبود.» (صفحه ۱۲۱)

انتشارات علمی رمان «دختر جوان و همسر خیالیش» اثر جولیا کوئین را با ترجمه محمد پوررکنی در ۲۷۸ صفحه، با شمارگان ۳۵۰ نسخه و با قیمت ۳۲۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...