ترجمه نامه امام علی(ع) به مالک اشتر به چهل زبان تا پایان سال منتشر می‌شود. این کار به همت مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی انجام می‌گیرد.
محمدعلی شاه‌حسینی، مدیر نشر و توزیع این مرکز، در گفت‌وگو با ایبنا، با اعلام این خبر گفت: این ترجمه‌ها مقدمه‌ای از دکتر احمد خاتمی، استاد نمونه کشور در گروه علوم انسانی و مدرس زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید بهشتی را شامل می‌شوند.

وی افزود: این مقدمه که مطابق با دانش مخاطبان غیرمسلمان درباره مسایل اسلامی نوشته شده است، اطلاعاتی را به مخاطب ارایه می‌کند که درک بهتر از مسایل اسلامی را سبب می‌شوند.

شاه‌حسینی ادامه داد: خاتمی علاوه بر مقدمه، اصطلاح‌نامه و توضیح برخی عبارت‌ها را در قالب پاورقی به کتاب افزوده است تا مجموعه کاملی برای خارجیان غیرمسلمان فراهم شود.

مدیر نشر و توزیع مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی ابراز امیدواری کرد که تمامی این ترجمه‌ها به صورت متحدالشکل تا پایان سال جاری منتشر شوند.

شاه‌حسینی ادامه داد: در این طرح، نامه امام علی(ع) به مالک اشتر به زبان‌هایی مانند ایتالیایی، انگلیسی، آلمانی، فرانسوی،‌ پرتغالی، روسی، اسپانیایی، اردو، هندی، سواحیلی، مالایی، قزاقی، قرقیزی، بنگالی، تاجیکی، هلندی، مالزیایی، اندونزیایی و هوسایی ترجمه شده است.

وی رایزنی‌های فرهنگی را متولی توزیع آثار مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی در کشورهای مختلف معرفی کرد و گفت: تمامی ترجمه‌ها توسط یک مترجم و ویراستار بومی ویرایش می‌شوند تا به طور کامل منطبق با زبان مقصد باشند.

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...