کتاب «اینها همه یعنی چه؟ (درآمدی بسیار کوتاه به فلسفه)» نوشته تامس نیگل با ترجمه جواد حیدری توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، کتاب «اینها همه یعنی چه؟ (درآمدی بسیار کوتاه به فلسفه)» نوشته تامس نیگل به‌تازگی با ترجمه جواد حیدری توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شده است. نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۱۹۸۷ توسط انتشارات دانشگاه‌ آکسفورد در نیویورک به چاپ رسیده است.

این‌کتاب برای کسانی نوشته شده که درباره فلسفه هیچ نمی‌دانند. نویسنده کتاب معتقد است انسان‌ها وقتی فلسفه می‌خوانند که وارد دانشگاه می‌شوند و اکثر خوانندگان کتاب‌های فلسفی دانشجو یا از دانشجویان بزرگ‌تر هستند اما این مساله ربطی به ماهیت موضوع ندارد و قابلیت‌های تحلیلی انسان غالبا پیش از آن‌که چیز زیادی درباره جهان آموخته باشند، به خوبی شکوفا شده و بسیاری از انسان‌ها در حدود ۱۴ سالگی، به‌تنهایی شروع به تفکر درباره مسائل فلسفی می‌کنند.

تامس نیگل در این‌کتاب درآمدی بی‌واسطه به ۹ مساله فلسفی نوشته که هرکدام از آن‌ها را می‌توان، به‌تنهایی بدون ارجاع به تاریخ تفکر فهمید. او در کتاب پیش‌رو، درباره مکتوبات فلسفی بزرگ گذشتگان یا درباره زمینه فرهنگی آن مکتوبات بحث نکرده است. به عقیده این‌مولف، دغدغه اصلی فلسفه زیر سوال بردن و فهمیدن اندیشه‌های بسیار شایع و رایجی است که همه انسان‌ها هر روز آنها را بدون تامل به کار می‌برند.

عناوین اصلی این‌کتاب پس از مقدمه، به‌این‌ترتیب هستند: چگونه چیزی را می‌شناسیم؟، اذهان دیگر، مسئله ذهن-بدن، معنی واژه‌ها، اراده آزاد، درست و نادرست، عدالت، مرگ، معنای زندگی.

مترجم کتاب هم که عضو هیئت‌علمی دانشگاه شاهد است، در مقدمه کوتاهی که برای این اثر نوشته، ۱۵ ویژگی را برای نوشته‌های تامس نیگل در کتاب آورده است. مانند: «نیگل در این‌کتاب به تمامی مسائلی که پیش می‌کشد از دو منظر عینی و ذهنی می‌پردازد. پرداختن به هر مسئله مهمی از این دو منظر از مهم‌ترین ابتکارات نیگل در طول فلسفه‌ورزی خود است. عینی و ذهنی بودن در هر مسئله نُه‌گانه‌ای که نیگل مطرح می‌کند معنا و تعریف متفاوتی دارد. لذا نمی‌توان تعریف واحدی از عینی و ذهنی بودن ارائه کرد...»

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

مثالی ساده بزنم. وقتی شما و دوستتان بستنی شکلاتی می‌خورید از کجا می‌دانید که این بستنی برای او همان طعمی را دارد که برای شما دارد؟ شما می‌توانید طعم بستنی او را بچشید، ولی اگر بستنی او همان طعم بستنی شما را داشت، فقط بدین معناست که این دو بستنی برای شما طعم واحدی دارند: شما آن طعمی را که بستنی برای او دارد تجربه نکرده‌اید. ظاهرا هیچ راهی برای مقایسه مستقیم این دو تجربه چشایی وجود ندارد.
خب، ممکن است بگویید که شما هر دو انسان‌اید، و هر دو می‌توانید بین طعم‌های بستنی فرق بگذارید _ مثلا هر دو می‌توانید با چشمانی بسته، تفاوت بین طعم بستنی شکلاتی و طعم بستنی وانیلی را از هم تشخیص دهید _ و متحمل است که تجارب چشایی شما شبیه به هم باشند. اما از کجا می‌دانید تجارب چشایی شما شبیه به هم است؟ تنها ارتباطی که تا به حال بین یک نوع بستنی و یک طعم مشاهده کرده‌اید در مورد خودتان است؛ بنابراین چه دلیلی بر این عقیده دارید که همبستگی مشابهی در نزد انسان‌های دیگر برقرار است؟ چرا این‌گونه نباشد که، درست همان‌طور که با تمام شواهد سازگار است، آنچه به مذاق شما مزه شکلات می‌دهد به مذاق دوستتان مزه وانیل بدهد و برعکس.
همین پرسش را می‌توان درباره انواع دیگر تجربه پیش کشید. از کجا می‌دانید اشیای قرمزرنگ به نظر دوستتان همان‌گونه نیستند که اشیای زردرنگ به نظر شما؟...

این‌کتاب با ۱۱۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان منتشر شده است.

فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...