به مناسبت نهم ربیع‌الاول آغاز امامت حضرت ولی‌عصر عجل‌الله تعالی علیه

خداوند در بخش عظیمی از قرآن کریم، آینده را به عدل و صلاح و فلاح ختم می‌کند و می‌فرماید اصولاً بشر برای عبادت خلق شده است در بخش «انگیزه» و برای فهم و استدلال و فلسفه و حکمت خلق شده است در بخش «اندیشه». نه، فقط درس بخواند، حکیم و متکلّم بشود ونه فقط کارش بجا آوردن نمازهای 5 گانه و مانند آن باشد. آیه، پیامش این نیست که هدف خلقت این است که بشر عبادت کند!
آیه، تنها قضیه موجبه را ندارد. آیه دو تا قضیه است؛ یکی «موجبه» است، یکی «سالبه» و جمعش «حصر» است. یعنی آنکه بشر است و هدف خلقت است و ما او را خلق کردیم، و او هدف ماست؛ او کاری جز «عبادت» ندارد! نفرمود: خلقت الجنّ و الانس لیعبدون، فرمود: و ما خلقت الجنّ و الانس لا لیعبدون (1) این «ما خلقت» با آن «لا» این جمله را به دو قضیه موجبه و سالبه تبدیل می‌کند. یعنی بشر هیچ کاری ندارد، مگر «عبادت »! یعنی تمام وقت او را باید عبادت پر کند اما معنای عبادت، این نماز و روزه محدود نیست.

این در جمیع 24 ساعت باید هوی را بر هدی منطبق کند. چگونه بخوابد، چگونه درس بخواند، چگونه تجارت کند، چگونه گفتگو کند، چگونه گفتمان داشته باشد! اگر کسی این نماز 5 وقت را خواند، روزه را گرفت، مکه را رفت، واجبات را انجام داد، بقیه وقتش را به طور عادی گذراند؛ این عبادت کرده، اما لا لیعبدون نیست! آن کسی به آیه عمل کرده که ما به تک تک شئون او عرض ادب می کنیم. 

زیارت آل یاسین برنامه منتظران را تبیین می کند. وظیفه همه ما، مخصوصاً علمای دین را تبیین می کند. در زیارت آل یاسین ما تنها به آن لیعبدون اش سلام نمی‌فرستیم! به تک تک حالت وجود مبارک ولی عصر سلام می فرستیم. نه تنها و السّلام علیک حین تقوم و تقعد، نه السلام علیک حین ترکع و تسجد، نه السّلام علیک حین تقرء و تبیّن. بلکه السّلام علیک فی آناء لیلک و اطراف نهارک (2) یعنی تو غرق عبادت خدائی، جمیع شئون تو بر اساس یعطف الهوی علی الهدی در مسیر این است.

اگر تجارت است، این است؛ اگر درس و بحث است، این است؛ اگر سیاست است، این است؛ اگر درایت است، این است؛ اگر تألیف و تصنیف است، این است! نه کسی را فریب می دهی، نه فریب کسی را می خوری، نه کیسه ای دوختی، نه کاسب کارانه لباس در بر کردی! تو جمیع شئونت بنده خداست، من هم به تک تک شئونت سلام می فرستم. بر خوابت سلام می فرستم، بر بیداری ات سلام می فرستم.
 

تو در خواب همان کار را می کنی که در بیداری می کنی! از ما هم توقّع کردند که نخواب؛ مگر به ما اجازه خواب می دادند؟! این که می بینید یک کسی عمری را در حوزه یا دانشگاه معطّل است، بعد کاسب در می آید؛ همین است! این را مرحوم کلینی نقل کرده، فرمود: وجود گرامی رسول گرامی (ص) صبح که می شد از اصحاب سئوال می کرد: این چند ساعتی که خوابیدی، چه فهمیدی؟! هل من مبشّرات (3)؛ چه رؤیائی دیدی؟ کجاها سفر کردی؟ تو خوابیدی یا به ملکوت سفر کردی؟! دیشب چه دیدی؟ آنکه می خوابد تا غذای خودش را هضم بکند که بر خواب او سلام نمی فرستند!! همین معنای نورانی که برای پیغمبر است که فرمود: تنام عینی و لا ینام قلبی (4) همین معنا را در روایات وظیفه مؤمن قرار دادند که فرمودند: تو هم نخواب!

پس آیه سوره ذاریات نمی گوید ما بشر را خلق کردیم برای اینکه نماز بخواند، روزه بگیرد! اگر 5 ساعت در شبانه روز این وظیفه واجب و مستحب را انجام داد، آن 19 ساعت را عادی بگذراند، به آیه عمل نکرد. نفرمود: خلقت الجنّ و الانس لیعبدون، فرمود: و ما خلقت الجنّ و الانس لا لیعبدون. در این صورت قهراً تجارتش می شود عبادی، سیاستش می شود عبادی؛ اینچنین بندگان، امامشان می شود وجود مبارک ولی عصر که در جمیع شئون اینچنین است. البتّه آنچه که از آن حضرت متوقّع است، از ما متوقّع نیست.

ما در عرض ادب به پیشگاه آن حضرت عرض می کنیم: تو وجه اللّهی. یعنی تو متوجه خدائی! این وجه الله الّذی به یتوجّه الاولیاء (5) اگر کسی خلیفة الله شد، می‌شود «وجه الله». باز یعنی چه؟ یعنی أینما تولّوا فثمّ وجه الله (6). این که می بینید مرحوم شهید در دروس گفت: امام زمان با دیگر ائمه فرق دارد، رازش این است. شما دروس شهید را نگاه کنید، فرمود: برای ائمه یک مزاری است، زیارتگاهی است، فرصتی است؛ حتّی برای سیّد الشهداء. امّا برای وجود مبارک ولی عصر در هر زمان، در هر زمین، با هر زبان؛ بگو : السّلام علیک یا بقیّة الله. چرا؟ چون أینما تولّوا وجوهکم فثمّ وجه الله. او «وجه الله» است.

اگر ذات أقدس اله أینما تولّوا وجوهکم فثمّ وجه الله است، خلیفه کامل او در زمین که وجود مبارک ولی عصر (أرواحنا فداه) است، او هم وجه الله است. در هر فرصت، در عمق دریا، در اوج سپهر... در هر زمان، در هر زمین، با هر زبان بگو: السّلام علیک یا ولیّ الله؛ او آنجا حاضر است.

اگر کسی وجه الله باشد، آنگاه خلف و وراء داشته باشد که وجه الله نیست! وجود مبارک رسول گرامی این معنا را به روشنی برای ما بیان کرد و فرمود: من پشت سر را می بینم، همانطوری که جلو را می بینم. یعنی چه؟ یعنی من قفا ندارم. باز یعنی چه؟ یعنی تمام هستی من «وجه» است. آنکه قفا دارد، بین قفا و وجه او فرق است. او در وجه می بیند، در قفا نمی بیند. آن که فرمود: من از پشت سر می بینم، همانطوری که از جلو می بینم؛ یعنی این ارشاد به نفی موضوع است، یعنی من قفا ندارم. مثل آن بیان نورانی حضرت امیر که فرمود: لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً (7)، این ارشاد به نفی موضوع است. یعنی غطائی برای من نیست.

آنجا که وجود مبارک رسول گرامی (ص) فرمود: من از پشت سر می بینم، همانطوری که از جلو می بینم؛ یعنی لا قفاء لی. آنکه فرمود: تنام عینی و لا ینام قلبی؛ یعنی من مظهر کسی ام که لا تأخذه سنأة و لا نوم (8) مگر این چشم می بیند؟ یا آن چشم ملکوتی می بیند!

وجود مبارک ولی عصر هم به شرح ایضاً. کسانی می توانند منتظر او باشند که در این مسیر قدم بر دارند. و ذات أقدس اله، دین خودش را مشخص کرده، فرمود: دین من این است : لا اکراه فی الدّین (9) انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان (10) دین من این است که مسائل مالی نه نظیر اقتصاد فرو پاشیده شرق باشد، نه نظیر اقتصاد نا سالم کاپیتال غرب باشد. شما می دانید هم دولت سالاری نظام فرو پاشیده شرق، ثروت را در یک منحنی خاص توزیع می کرد، هم نظام سرمایه داری باطل غرب ثروت را در یک منحنی خاص تقسیم می کند. آنچه در سوره مبارکه حشر آمده که ثروت باید تمام این منحنی را دور بزند، به دست همه برسد.

وجود مبارک ولی عصر که آمد، اندیشه ها کامل می شود؛ وضع یده علی رئوس العباد. حالا یا خدا وضع، یا خلیفة الله وضع؛ بالأخره مردم فهم شان بالا می آید، فرهنگ شان بالا می آید، علم و عقلشان بالا می آید؛ این از نظر «اندیشه». از نظر «انگیزه» هم فرمود: یملأ قلوب امّته غناً. این گدا طبعی و کاسب کاری ها را بر می دارد، روح بی نیازی به پیروانش می دهد. ملّتی مستقل است که مسبوق به استغناء باشد. تا از بیگانه بی نیاز نباشد، داعیه استقلال ندارد. کدام ملّت محتاج و گدا و گرسنه است که داعیه استقلال دارد؟!
وجود مبارک حضرت قبل از استقلال، «استغنا» می بخشد؛ استغنا هم یک ملکه نفسانی است. آنگاه نه از رشوه خبری هست، نه ازعشوه و نه جاه طلبی؛ ملّت مستغنی، مستقل است. آنگاه در بخش سوّم یملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً(11). ملّت با فهم، ملّت بی نیاز روحی، قهراً عدل پرور است، قسط پرور است، عدالت خواه است، قسط خواه است؛ چنین ملّتی اداره کردنش آسان است.

وجود مبارک حضرت که ظهور کند، 313 شاگرد دارد که هر کدامشان در حد امام راحلند یا بالاتر! امام راحل (رض) به تنهائی آمد، یک اقلیم وسیعی را هدایت کرد؛ این روحیه آزادی و استقلال که در شرق و غرب عالم طنین انداخت، به برکت این ( روح الله ) است. وجود مبارک ولی عصر 313 شاگرد و اصحاب خاص دارد که هر کدامشان مثل امام یا بالاتر از امامند. آنوقت اداره چنین کشور و جهانی آسان است!

از طرفی عقل مردم رفته بالا، از آن طرف روحیه بی نیازی در مردم پیدا شده است که هیچ کس به فکر احتکار و کم فروشی و گران فروشی و اینها نیست؛ روحیه غنا حاکم خواهد بود، آن هم استغنای عن المال، نه استغنای بالمال!  حضرت که نمی آید، استغنای بالمال بدهد! بلکه مردم را مثل خودش تربیت می کند. استغنای عن المال دارد، نه استغنای بالمال...

 سخنرانی آیت الله جوادی آملی. قم؛ 22 مهر 1382
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

(1) ذاریات / 56 (2) مفاتیح الجنان / زیارت آل یاسین (3) الکافی / 8 / 90
(4) بحار الأنوار / 73 / 189 (5) مفاتیح الجنان / دعای ندبه
(6) بقره / 115 (7) بحار الأنوار / 84 / 304 (8) بقره / 255
(9) بقره / 256 (10) نحل / 90 / (11) بحار الأنوار / 36 / 316

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
چنان جزئیات حرفه‌ای یک جیب‌بر را باز کرده که اگر نگوييم خود ناکامورا یک جیب‌بر واقعی است، دست‌کم می‌توانیم مطمئن باشیم ساعت‌ها کار یک جیب‌بر واقعی را تماشا کرده است... جهان به سه دسته خدایان، بردگان و انسان‌ها تقسیم شده و متاسفانه بردگان از همه بیشترند... جیب‌برها و دله‌دزدها که تنها انسان‌های عادی این جهان‌اند و درنهایت اینها شاید بتوانند کاری خلاف اراده خدایان انجام دهند ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...