رمان «دختران مطرود» نوشته‌ «سایمون سنت جیمز» از سوی نشر سنگ به بازار آمد.

به گزارش ایبنا، این داستان تریلر، سال 2018 منتشر شد و به داستان دخترانی می‌پردازد که هیچ کس آن‌ها را نمی‌خواهد و به همین علت در مدرسه‌ای شبانه‌روزی زندگی می‌کنند.

«دختران مطرود» سال گذشته‌ میلادی یکی از ده رمان برگزیده‌ سایت گودریدز در ژانر تریلر بود و توانست نام نویسنده‌اش را معروف کند. «سایمون سنت جیمز» کانادایی، دو جایزه‌ ریتا (RITA) را از نویسندگان عاشقانه‌نویس‌ آمریکا و جایزه‌ آرتور الیس را از نویسندگان جنایی‌نویس‌ کانادا دریافت کرده است.

جیمز اولین داستان‌هایش را وقتی دبیرستانی بود نوشت، اما تا بیست سال بعد از آن، پشت صحنه‌ برنامه‌های تلویزیونی کار می‌کرد تا این‌که تصمیم گرفت کارش را رها کند و به عنوان نویسنده‌ای تمام‌وقت بنویسد.

داستان‌های جیمز عموماً ترکیبی از عشق، دلهره و وحشت را به نمایش می‌گذارند، ولی او را می‌توان روایتگر رنج‌ها و تصویرگر زخم‌های زنان و دختران نیز توصیف کرد. چرا که به عنوان یک نویسنده‌ زن، در همه‌ آثارش، ازجمله همین کتاب، توجه ویژه‌ای به مسائل و مشکلات قهرمانان زن دارد.

نشر سنگ این رمان را با ترجمه‌ «بهاره شریفی»، در 416 صفحه و قیمت 56 هزار تومان منتشر کرده است.

از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...