اولین برخورد خواننده با یک رمان از طریق راوی آن است و این راوی در دنیای ادبیات لباس‌های مختلف پوشیده است.
فهرست زیر را آنتون ویلسن نویسنده «شهر پانوراما» فراهم کرده، نویسنده‌ای که در همین رمان اوپن پورتر یکی از جذاب‌ترین راوی‌های (قصه‌گوهای) ادبیات را معرفی می‌کند.
راوی یا قصه‌گو همان کسی بود که در گذشته دور آتش می‌نشست و دیگران را با کلام خود مسحور می‌کرد. این راوی در ادبیات مکتوب لباس‌های مختلف پوشیده است.

10. هاک فین راوی «"ماجراهای هاکلبری فین"» نوشته مارک تواین
روایت هاک نشانگر پیروزی زبان محاوره بر زبان مکتوب و نوشتار است، نشانه پیروزی زبان کوچه‌بازاری بر زبان رسمی. تواین با این رمان مهارتش را در استفاده از زبان محاوره نوجوانان آمریکا نشان داد و از زبان نوجوانی نحیف سخنانی بزرگسالانه و پیچیده بیان کرد. (جایگزین: اسکات راوی «کشتن مرغ مقلد» نوشته هارپر لی)
9. هولدن کافیلد راوی «ناتور دشت» نوشته جی. دی. سالینجر
یک راوی نوجوان دیگر که دید و زبانش چنان کودکانه است که گاهی کتاب را کتاب کودکان می‌خوانند. این درحالی است که ورای سخنان در ظاهر بی‌معنای کافیلد دنیایی بزرگ نهفته است. قدرت کتاب در حرفی است که راوی می‌زند: مردن با عزت در برابر زندگی با ذلت. (جایگزین: الین راوی «چشم گربه» نوشته مارگارت آتوود)
8. عوضی راوی «پسر مسیح» نوشته دنیس جانسن
داستان ترک اعتیاد از زبان یک راوی غیرقابل اعتماد. عوضی نام جالب این راوی است که حتی نمی‌تواند داستانش را درست تعریف کند. یک رمان مبتنی بر داستان کوتاه، داستان‌هایی که به هم پیوسته نیستند. آنچه موجب پیروزی جانسن می‌شود تکامل زبان راوی با بهبودی‌اش در هر فصل است. (جایگزین: استر گرین‌وود در «جام شیشه‌ای» نوشته سیلویا پلات)
7. دیتی راوی «من به پادشاه انگلستان خدمت کردم» نوشته بهومیل هرابال
هرابال استاد ادبیات احمق‌هاست! او اجازه می‌دهد احمق‌های داستان‌هایش حرف دلشان را بزنند و داستان‌های خود را تعریف کنند. دیتی یک متصدی هتل است و مدام بلوف می‌زند یک بار به امپراتور اتیوپی خدمت کرده است! او در حالیکه نازی‌ها قدرت می‌گیرند با یک ورزشکار آلمانی ازدواج می‌کند. (جایگزین: استیونز راوی «بقایای روز» نوشته کازوئو ایشیگورو)
6. چارلز کینبوت راوی «آتش رنگ‌پریده» نوشته ولادیمیر ناباکوف
بله می‌دانم از خود می‌پرسید چرا هامبرت هامبرت را از رمان «لولیتا» انتخاب نکردم، چون به نظر من دومین شخصیت معروف آثار ناباکوف یعنی کینبوت جذاب‌تر است. او در این اثر یکی از غیرقابل اعتمادترین راوی‌های ادبیات است که اصلا نمی‌شود به داستان‌های جذابش اعتماد کرد. (جایگزین: هامبرت هامبرت در «لولیتا» نوشته ولادیمیر ناباکوف)
5. مرد نامرئی راوی «مرد نامرئی» نوشته راف الیسن
رمان را به عنوان خودزندگینامه یک فرد بی‌نام با سرنوشتی محتوم می‌خوانیم. رمان را رئالیست‌ها نپسندیدند چرا که اثری شخصی بود و سبکی تجربی داشت، چون اجازه می‌داد نثر مسجع باشد و به فرهنگ توده نزدیک باشد. در این رمان صدای تمامی افراد جامعه را می‌شنویم. (جایگزین: مرد زیرزمینی راوی «یادداشت‌هایی از زیرزمین» نوشته فئودور داستایفسکی)
4. فرانس-جوزف مورائو راوی «انقراض» نوشته توماس برنارد
ویژگی راوی‌های برنارد زبان موسیقی‌وار و تکرار در کلام آن‌هاست. یک روشنفکر اهل اتریش که در روم در تبعید به سر می‌برد، متوجه می‌شود چون تنها وارث خاندان است باید به خانه برگردد. مورائو زیرک است و طنزی گزنده دارد و همین او را به‌یادماندنی می‌کند. (جایگزین: تمامی راوی‌های ساموئل بکت)
3. روث راوی «خانه‌داری» نوشته مریلین رابینسن
روث گذشته خود و خواهرش را به یاد می‌آورد، اما چیزهایی که او تعریف می‌کند هیچکدام در واقعیت رخ نداده بلکه زاده تخیل او هستند. رمان سرشار از توصیف آدم‌ها، مکان‌ها و رخدادهاست. (جایگزین: دل جردن راوی «زندگی دختران و زنان» نوشته آلیس مونرو)
2. اسماعیل راوی «موبی دیک» نوشته هرمان ملویل
«مرا اسماعیل بخوانید» راوی رمان را اینچنین آغاز می‌کند، اما با ورود راوی سوم شخص در انتهای کتاب آیا باز هم می‌شود این کار را کرد؟ اسماعیل یکی از دنیادیده‌ترین راوی‌های ادبیات ، راوی که نفرین‌شده‌ترین هاست! (جایگزین: نویسنده/راوی «دن کیشوت» نوشته سروانتس)
1. ام راوی «در جستجوی زمان ازدست رفته» نوشته مارسل پروست
راوی که انگار حوصله ندارد از تخت پایین بیاید و آنچه را پیرامون خودش و خانواده اش می‌گذرد با طول و تفصیل تمام تعریف می‌کند انگار تا آخر دنیا وقت برای قصه تعریف کردن دارد. جملات طولانی این راوی ازیادنرفتنی هستند!

رمان به نظر من جعل است. جعل تاریخ، جعل زمان و... شما در رمان به کمک جعل است که یک دنیای متفاوت می‌سازید... پدرم اگرچه نمازش را همیشه به‌جا می‌آورد و حتی نماز شب هم می‌خواند، اما هیچ‌گاه پیشانی‌اش پینه نبست!... پاورقی‌خوان قهاری می‌شود. امیرعشیری، منوچهر مطیعی، ارونقی کرمانی... بهرام صادقی را اصلا قبول ندارد و می‌گوید که اصفهانی‌ها او را به ناحق برکشیده‌اند. به نویسندگی آل‌احمد اعتقادی ندارد و او را یک مقاله‌نویس سیاسی می‌داند ...
اگر جنگ برای مردم خاصه مردمِ رشت -که داستان در آنجا روایت می‌شود- فقر و بدبختی و قحط‌سالی به بار آورده است، اما این دو برادر سرشار از نعمت‌اند... احمدگل با رفتنش به دیدار ارباب دختر خودش را هم قربانی می‌دهد... کوته‌بینی و خودرأیی میرزا کوچک خان مانع این می‌شود که جنبش جنگل به انقلاب منجر شود... وارثان بی‌ثباتی‌های سیاسی و جنبش‌های ناکام بیش از هرکس فقرا هستند... داستان پُر از سبک زندگی است؛ سبک زندگی اواخر قرن گذشته ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...