مراسم پایانی دومین جشنواره داستان‌نویسی ویژه ناشنوایان «صدای سکوت» برگزار شد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی موسسه خانه کتاب، مراسم پایانی دومین جشنواره داستان‌نویسی ویژه ناشنوایان «صدای سکوت» با حضور علاقه‌مندان به ادبیات، در سرای کتاب موسسه خانه کتاب برگزار شد.

زهره عارفی، دبیر این دوره از جشنواره در ابتدای مراسم گفت: خیلی خوشحالم که برای دومین بار جشنواره «صدای سکوت» را برگزار می‌کنیم. در این راه نهادهای مختلفی مثل بهزیستی استان قم، بهزیستی کل کشور و خانه کتاب به ما کمک کردند. خیلی خوشحالم که چنین جمعیتی امروز دور هم جمع شده‌ایم تا پیشرفت داستان‌نویسان ناشنوا را ببینیم.

او ادامه داد: به جرات می‌توانم بگویم که جشنواره امسال نسبت به سال گذشته پربارتر شده است و شما برای رسیدن به این حقیقت می‌توانید کتاب آثار برگزیده دوره نخست را با کتاب آثار برگزیده دوره دوم مقایسه کنید تا رشد را ببینید و متوجه شوید که این بچه‌ها چطور توانسته‌اند با تلاش و پشتکار دست به خلق داستان‌های فوق‌العاده بزنند.

‎دبیر جشنواره «صدای سکوت» با اشاره به لزوم ورود نهادهای فرهنگی برای کمک به این جشنواره گفت: امیدوارم که محتوای آثار این بچه‌ها مورد بررسی و توجه نهادهای مرتبط قرار بگیرد و واقعا اگر نهادی می‌تواند کاری انجام دهد، کوتاهی نکند. امید همه ناشنوایان به نهادهای مختلف کشور است تا این جشنواره با قدرت بیشتر بتواند به راه خودش ادامه دهد.
 
‎مهدی پهلوانی ستوده، مدیرکل بهزیستی استان قم، نیز در سخنانی کوتاه گفت: ما به عنوان مجموعه بهزیستی وظیفه داریم تا در خدمت این عزیزان باشیم؛ از این رو در بهزیستی توانبخشی‌های مختلفی ارائه می‌شود که یکی از آنها توانبخشی فرهنگی و آموزشی است.

‎هادی کریمی، معاونت توانبخشی استان قم، دیگر سخنران این نشست بود که اظهار کرد: ما امروز از شما عزیزان ناشنوا انرژی می‌گیریم؛ چراکه که فعل «خواستن، توانستن است» را صرف کردید و با شرکت در جشنواره «صدای سکوت» نشان دادید که چه توانایی‌های نهفته‌ای دارید. همان‌طور که گفته شد یکی از فعالیت‌های سازمان بهزیستی توانبخشی آموزشی، فرهنگی و هنری است. در این راستا ما از هر برنامه‌ای که بتواند به شکوفایی توانایی‌های نهفته کمک کند، کمک خواهیم کرد.

‎او ادامه داد: ما اینجا یاد می‌گیریم که چگونه توانایی‌های ذهنی خودمان را شکوفا کنیم؛ از این رو چه نام زیبایی را برای این جشنواره انتخاب کرده‌اند. «صدای سکوت» یعنی صدای افکار و توانایی‌های ما. به نظر من این جشنواره باعث می‌شود که صدای درون همه عزیزان ناشنوا شنیده شود.

‎کریمی با اشاره به توانمندی‌های ناشنوایان اظهار کرد: شما عزیزان با برگزاری این جشنواره نشان می‌دهید که از فرصت‌های برابر برخوردار هستید. از این رو امیدوارم که به زودی شاهد راه‌اندازی دبیرخانه دائمی این جشنواره باشیم.
 
‎محمد نوری، مدیر دفتر فرهنگ معلولین قم، نیز با اشاره به نگارش مقاله‌ای گفت: من مقاله‌ای آماده کرده‌ام که به زودی منتشر می‌شود و در آن به این موضوع اشاره داشته‌ام که داستان به عنوان یک ابزار برای بیان مهارت ناشنوایان استفاده می‌شود. بزرگترین مشکل ناشنوایان در جامعه ارتباط برقرار کردن است.

او ادامه داد: انسان‌ها به وسیله ارتباط با هم می‌توانند فکر و ایده‌های خود را با هم به اشتراک بگذارند و این باعث تفاوت انسان با سایر موجودات خلقت شده است. یکی از راه‌های ارتباط برقرار کردن ناشنوایان از طریق دیالوگ است که مرحوم شهیدی و باغچه‌بان در این راستا بسیار تلاش کردند. مرحوم شهیدی مکان‌هایی را در پایتخت ایجاد کردند تا ناشنوایان بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند.

‎نوری در توضیح راهکارهای ارتباط ناشنوایان گفت: راهکار بعدی زبان اشاره است که ناشنوایان می‌تواند از آن طریق با هم ارتباط برقرار کنند. داستان نیز راه دیگری است که ناشنوایان می‌توانند از طریق آن با هم ارتباط داشته باشند. یک ناشنوا وقتی داستان می‌نویسد، مانند موبایل خاموشی است که در زیر قاب فعال است و در دل خود هزار برنامه در حال اجرا دارد.
 
‎وی در پایان گفت: داستان باعث رشد مهارت‌ ارتباطی می‌شود و زهره عارفی نخستین کسی در ایران بود که این موضوع را مطرح کرد. امیدوارم نهادها کمک کنند تا روشی که در کشورهای دیگر جواب داده است، در ایران هم جواب دهد.

‎در ادامه این برنامه مرضیه کریمی به قصه‌گویی پرداخت و بعد از آن از دومین کتاب جشنواره «صدای سکوت» به نام «اول کلمه بود» رونمایی شد. رونمایی از اپلیکیشن این جشنواره اتفاق دیگری بود که در این مراسم رخ داد.
 
‎در پایان اسامی برگزیده‌های این دوره به شرح زیر اعلام شد:
‎نفر اول: زهره پوربابکان با داستان «دوچرخه»
‎نفر دوم: سعید رافعی‌پور با داستان «قاطر»
‎نفر سوم: سمیرا رحیمی با داستان «یاقوت گمشده»
‎نفر چهارم: محبوبه میرابوطالبی با داستان «هالچک ترنج»
‎نفر پنجم: مهدی آبفروش با داستان «رویای نیمه‌شب مریم»
‎نفر ششم: ثریا بیگدلو با داستان «بن‌بست»
‎نفر هفتم: زهرا افراسیابی با داستان «کیف مرگ»
‎نفر هشتم: مرضیه بنازاده با داستان «عروسک شیشه‌ای»
‎نفر نهم: مرضیه پورعابدینی با داستان «آن شب»
‎نفر دهم: محبوبه اقبالی با داستان «بادکنک فسفری»
‎نفر یازدهم: پروین شریفی با داستان «دلواپس خانم»
‎نفر دوازدهم: عاطفه تاجیک‌خاوه با داستان «تخته سیاه، گچ سفید»
‎نفر سیزده: مریم پگاه‌راد با داستان «رویای رنگی»
‎نفر چهاردهم: مهین مومن با داستان «دنیای هوشمند»
‎نفر پانزدهم: سهند سلیمان فلاح با داستان «حس دیگر»
‎نفر شانزدهم: فائزه خورشیدی با داستان «صدای ماشه»
‎نفر هفدهم: رقیه نیک‌سیرت با داستان «تخت فلزی»

................ هر روز با کتاب ...............

فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...