کتاب «طفل صد ساله‌ای به نام شعر نو» که گفت‌وگوی صدرالدین الهی با نادر نادرپور، شاعر نام‌آشنای کشورمان است، راهی بازار کتاب شد.

به گزارش همشهری آنلاین، کتاب حاضر، حاصل مصاحبه ۱۷ ماهه صدرالدین الهی، روزنامه‌نگار با نادر نادرپور، شاعر است که در مجله «روزگار نو» (چاپ پاریس) از خرداد ۱۳۷۱ تا آبان ماه ۱۳۷۲ صورت پذیرفته و در آن به موضوع شعر نو فارسی، شاعران معروف، سبک‌ها و فراز و فرودهای یکصد سال شعر نو در ایران پرداخته شده است.

پس از مرگ نادرپور، ‌ صدرالدین الهی ویراستاری مصاحبه و ساماندهی آن را در قالب کتاب، به محمدحسین مصطفوی که دوست دیرینه، همکار و دستیار اول نادرپور در گروه ادب امروز رادیو تلویزیون بود، سپرده و از وی خواست این کتاب را که سفر و گذری به محتوا و صورت شعر نوین فارسی در یکصد سال اخیر است، دربیاورد.

 نادرپور در این مصاحبه طولانی درباره شخصیت‌های و مباحث مختلفی صحبت کرده است. شعر نو، شعر آزاد، شعر سپید، شعر امروز، شعر نیمایی، شعر عرب‌گرا، شعر غرب‌گرا، نیما یوشیج، زبان نیما، پرویز ناتل خانلری، تندر کیا، گلچین گیلانی، فریدون توللی، محمدعلی جواهری، محمدحسین علی‌آبادی، هوشنگ ایرانی، کاظم رجوی، آثار واقعه ۲۸ مرداد ۳۲ بر شعر نو، شعر نو از ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ و پس از آن، مهدی حمیدی شیرازی، محمدحسین شهریار، هوشنگ ابتهاج، سیمین بهبهانی، منوچهر نیستانی، منوچهر شیبانی، اسماعیل شاهرودی، احمد شاملو، سیاوش کسرایی، نصرت رحمانی، فروغ فرخزاد، محمد زهیری، سهراب سپهری، مهدی اخوان ثالث، فریدون کار و محمود مشرف تهرانی تنها بخشی از نام‌ها و وقایعی است که نادرپور در این کتاب از آنها صحبت کرده است.
 
در بخشی از این کتاب از زبان نادرپور درباره تغییر و تحول شعر فارسی آمده است:

«معتقدم اگر شعر فارسی همزمان با انقلاب مشروطیت دستخوش دگرگونی‌هایی در صورت و معنی شد، به این سبب بود که الگوی «عرب گرایانه» بعد از اسلام او بر اثر توجه ناگزیر ایرانیان به سوی فرهنگ و تمدن باخترزمین ناگهان تغییر یافت و الگوی شعر اروپایی (به ویژه فرانسوی) سرمشق شاعران ایرانی شد.»

همچنین در پایان این کتاب نمایه کاملی آمده است که در آن صفحه‌ای که بر هر شخصیت می‌پردازد، ذکر شده است.  

کتاب «طفل صد ساله‌ای به نام شعر نو» که گفت‌وگوی صدرالدین الهی با نادر نادرپور در ۴۰۰ صفحه، شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و به‌بهای ۶۵هزار تومان از سوی بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه راهی بازار نشر شده است.

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...