رمان ایرانی «مرد‌های مرز شرقی» که روایت‌گر تلاش‌های قهرمان داستان در زمان قاجاریه با نقشه‌های یک شرکت انگلیسی برای جابجا کردن مرزهای شرقی ایران و دسترسی به رودخانه هیرمند است، منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، سجاد خالقی، نویسنده رمان «مردهای مرز شرقی، درباره این اثر گفت: مضمون این کتاب در رابطه با اتفاقات حماسی در تاریخ ایران است، یکی از افسران قاجار سعی می‌کند از مرزهای شرقی کشور دفاع کند تا کشور ایران تجزیه و کشور افغانستان تشکیل نشود، اما متأسفانه این افسر شجاع مورد حمایت حکومت قرار نمی‌گیرد؛ لذا بر ضد حکومت مقابله می‌کند تا بتواند کشور را حفظ کند.

این نویسنده به هدفش از نوشتن این رمان اشاره و تصریح کرد: نیاز نیست همه شخصیت‌هایی که می‌توانند حماسه خلق کنند قدرتی خاص داشته باشند، همه قهرمانان این کتاب آدم‌های معمولی هستند، از جمله یک نانوا، یک مرد کشاورزی و یک زن خانه‌دار، اما زمانی که لازم است حماسه خلق کنند پای کار می‌آیند و برای کشور حماسه می‌آفریند.

در بخشی از این رمان آمده است:
«اشرف معذب و سرپا هنوز ایستاده بود و نگاه می‏‌کرد. چند بار سرک کشید و از لای در، که باز مانده بود، نفرات و سلاح دشمن را نگاه کرد تا راهی برای فرار پیدا کند. یوزباشی هم مردّد ایستاده بود و صندلی خالی را نگاه می‏‌کرد که مرد دوباره به حرف آمد.
ـ بنده میرزا حبیب‏‌الله هستم. جلوس کنید تا ادامه دهم. چرا تعارف می‌‏کنید؟
یوزباشی خم شد. چکمه را بیرون آورد و دم در انداخت و جلو رفت.
ـ آدم در خانه و مملکت خودش تعارف نمی‏‌کند. خواستم به زبان امر کنی نه با دست. ما که زبان هم را می‌‏فهمیم لازم نیست سر و دست تکان بدهیم.
میرزا متعجب پاهای برهنه مهران را نگاه می‌‏کرد که مهران ادامه داد: «البت، ما باید شما را اینجا امر و نهی کنیم که غریبه‏‌اید و با چکمه روی فرش خانه ما رفته‌‏اید!»
میرزا حرفی نزد. چند لحظه در سکوت چکمه‏‌ها و گلیم را نگاه کرد.
ـ اولاً که من غریبه نیستم، هم‏وطنم؛ دویّماً، اینجا را لشکرِ کمپانی هند شرقی متصرف شده و غنیمت گرفته، پس جزو مایملک خودش شده.
مهران از جا پرید و فریاد کشید: «در کدام نبرد نامسلمان؟ تو که خودت را ایرانی می‏دانی بگو این‏طور مخفیانه آمدن و آواره کردنِ خلقْ انصاف و مروت است؟»
میرزا دست زیر شال لباسش برد. یک تفنگ دستیِ کوچک بیرون آورد و روی پا گذاشت. بعد، روی زمین تف انداخت.
ـ اگر مرتبه بعدی اهانت کنید جناب یوزباشی، ارادت و احترامم را خرجِ کشتنتان می‏‌کنم. این‏ها مخفیانه نیامده‌‏اند؛ در مرکزِ مملکت خیلی‏‌ها خبر داشتند و خیلی‏‌ها هم خواب بودند. نمی‏‌شود این همه آدم بیاوری و کسی نفهمد. چه کنیم که در این مملکت آن‏ها که اهل هستند یا تنها و غریب افتاده‌‏اند یا احمق‏‌اند و خواب. آن‏ها هم که نااهل‏‌اند همیشه گدا و گشنه و به پول سیاهی خفه می‏‌شوند.»

«مرد‌های مرز شرقی» رتبه نخست جایزه داستان‌های حماسی کشور را در اسفندماه 98 از آن خود کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس‌گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...
فرهنگ ما همیشه در تار و پود عنکبوت سیاست گرفتار بوده است. به دلیل نبود نهاد‌های سیاسی و اجتماعی آزاد... وقتی می‌خواهند کتابی یا نویسنده‌ای را بکوبند و محو کنند از حربه «سکوت» و «ندیده» گرفتن استفاده می‌کنند... نمایش‌هایی که از دل کلیسا بیرون آمدند و راجع به مصلوب شدن (شهادت) عیسی مسیح هستند را «تعزیه‌های مسیحی» می‌خوانند... بنام تعزیه، دفتر و دستک دارند ولی چند جلد از این کتاب نخریدند... پهلوی «تکیه دولت» را خراب می‌کند بعد از انقلاب هم تالار «تئاتر شیر و خورشید» تبریز را ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...