نویسنده کتاب «شرح و اعراب ده چکامه آویخته» اظهار کرد: این اثر مربوط به اشعار دوره جاهلیت است و در تمام دانشکده‌های ادبیات جهان تدریس می‌شود، این قصاید باید سطح عالی آموزشی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد، زیرا در فهم آیات و روایات و حتی فهم درست لغات می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

ترجمه قرآن و شرح و اعراب ده چکامه آویخته محمدرضا هاتفی

محمدرضا هاتفی، نویسنده و پژوهشگر در گفت‌وگو با ایکنا درباره کتاب «شرح و اعراب ده چکامه آویخته» گفت: این اثر در یک هزار و ۴۰۰ صفحه و با مقدمه آیت‌الله حجت هاشمی خراسانی به همت انتشارات اسوه منتشر شده است. این اشعار مربوط به دوره جاهلیت است و در تمام دانشکده‌های ادبیات تدریس می‌شود و در میان خواص مشهور است.

وی با اشاره به اهمیت این اثر افزود: قصاید موجود در این اثر باید در سطح عالی آموزشی و پژوهشی مورد توجه قرار گیرد، زیرا در فهم آیات و روایات و حتی فهم درست لغات می‌تواند نقش مهمی داشته باشد و به عبارتی بدون تدریس معلقات و سایر قصاید عرب که در کتاب‌هایی، چون «جمهره اشعارالعرب» و «مجانی الحدیثه» آمده‎اند، رسیدن به سطوح عالی در هر فن از فنون علوم اسلامی دشوار و بلکه محال است.

هاتفی در ادامه با اشاره به دلایل پرداختن به اشعار دوره جاهلی بیان کرد: دوره ماقبل اسلام، در قرآن کریم دوره جاهلی خوانده شده است، زیرا در این دوره دین، آئین عمومی و رسمی، مکتب، مدرسه، تمدن و ... وجود نداشته و اعجاز اسلام اقوام این دوره را از شرک و بت‌پرستی نجات داده و به دین مبین اسلام هدایت کرد و قابل توجه است که تنها اثری که از آن دوره باقی مانده، همین اشعار شعرای جاهلی است.

وی در ادامه به تقریظ حجت الاسلام محمدعلی کوشا، مفسر و مترجم قرآن و مدرس سطوح عالی حوزه و قرآن‌پژوه معاصر که ۳۱ اردیبهشت سال جاری به نگارش درآمده، اشاره کرد که در ادامه بخش‌هایی از آن آمده است:

الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
از روزی که دو جلد کتاب نفیس«شرح و اعراب ده چکامه آویخته» در شرح فارسی «معلقات العشر الطوال» با استشهاد از آیات، روایات، اشعار و امثال عرب تألیف ادیب نامدار و نویسنده نیکونگار جناب آقای محمدرضا هاتفی تبریزی دامت افاضاته از سوی آن بزرگوار به دستم رسید، با توجه به مطالعاتی که از معلقات سبع با چند ترجمه و شرح از دیگران داشتم، با علاقه فراوان به مطالعه و مقایسه آن با آثار دیگران پرداختم و هر صفحه‌ای که از آن می‌خواندم شیرینی ادب را بیشتر احساس می‌کردم، چرا که این شرح عالمانه و بسیار نکته‌سنجانه از ادیب و قرآن پژوهی است که سال‌ها در مکتب ادب خراسان و محضر بزرگ ادیبان و استادان ادب عرب یعنی حجت الحق حضرت آیت الله ابومعین حمید الدین حجت هاشمی خراسانی به کسب دانش پرداخته و از شاگردان نخبه ایشان به شمار می‌روند. دقت‌ها، ظرافت‌ها و لطایف سخن و باریک‌بینی‌های حضرت آقای محمدرضا هاتفی را تنها اهل ادب و آشنایان به علوم عربی و آگاهان به ادب فارسی آن گونه که باید و شاید متوجه می‌شوند و در وصفش به یاد غزل «صبوحی» افتادم که؛

‌ای معلم، ز دبستان بجز افسوس و غریب
چه هنر این صنم عشوه گر آورده برون

به راستی که هر صفحه‌اش گویای پرمایگی علمی و ادبی و تسلط مترجم بر دقایق و لطائف زبان عرب است. آن هم معلقاتی که شهره شهر ادیبان و ادب دوستان بازار فرهنگ دنیای عرب از مصر، حجاز، عراق، مراکش، اردن و کشور‌های حاشیه خلیج فارس است. وه! چه زیباست این اثر بدیع هنرمندانه، به راستی وصف الحالش همان است که شاطر عباس صبوحی قمی سروده است.

آسمان گر ز گریبان، قمر آورده برون
از گریبان تو، خورشید سر آورده برون
به تماشای خط و خال رخ، چون قمرت
دلم از روزنه دیده، سر آورده برون
از بناگوش و خط سبز تو بس در عجبم
کز کجا برگ سمن مشک‌تر آورده برون
کوری منکر شقّ القمر ختم رسل
ابرویت معجز شقّ القمر آورده برون
دیدم آن سرو قد و سیب زنخدان، گفتم
چشم بد دور، که سروی ثمر آورده برون
تا زبانش نمکی، شهد لبش کی دانی
که چه شیرین ز نمک نیشکر آورده برون

فضل و برتری شرح معلقات عشر بر شروحی که بر «معلقات سبع» نگاشته‌اند، بسی واضح و روشن است، زیرا این اثر سه معلقه افزون بر آن سبع دارد، دیگر اینکه علاوه بر ترجمه هر بیت به تجزیه و ترکیب و بیان نکات بلاغی آن نیز دست یازیده‌اند و اثری را عرضه کرده‌اند که در نوع خود بی‌بدیل و بدون رقیب است. مراکز حوزوی و دانشگاهی ما باید بر خود ببالد که دانش‌پژوهی محقق این گونه با ظرافت تمام، سرمایه‌ای از ادب و بلاغت را به جامعه فرهنگی ما عرضه داشته است.

حجت الاسلام کوشا در بخش دیگری از این تقریظ ادامه می‌دهد: اعراب‌گذاری دقیق تک تک ابیات هم بیانگر فضل و فضیلتی دیگر برای این مترجم و نویسنده ادب‌شناس است. در ترکیب هر بیتی، دقت‌های نحوی را نگریستم و در ترجمه اشعار آن تسلط را دیدم که در کمتر کسی دیده‌ام. ترجمه اشعار به گونه‌ای است که خواننده هم معانی واژه‌ها را به درستی درمی‌یابد و هم به فهم و درک اصطلاحات و نام‌هایی که در آن‌ها به کار رفته آشنایی پیدا می‌کند. حقا که استاد هاتفی برای ارائه این اثر، سنگ تمام گذاشته و حوصله فراوانی به کار برده و متنی گویا و شیوا برای قاطبه دانشجویان و طلاب حوزه‌ها در زمینه ادب شناسی از خود به یادگار گذاشته است.

وی به آثار دیگر هاتفی اشاره کرده و می‌افزاید: کتاب البیان در تجزیه و ترکیب قرآن همراه با فنون بلاغت و نکات، رموز، اعراب و شواهد، که تاکنون سه جلد آن از سوی نشر اسوه چاپ و منتشر شده، اثری منحصر به فرد است و آرزومندم این پروژه بزرگ تا آخرین سوره قرآن کریم ادامه یابد. ترجمه و توضیح «مجازات الآثار النبویه» از سید رضی رضوان الله علیه از دیگر آثار این نویسنده است که بی‌صبرانه برای آن روزشماری می‌کنم، چون می‌دانم کسی جز وی به ظرافت‌های آن از جهت ارائه تمام و کمالش پی نخواهد برد. کتاب فوائد ادبیه در عناوین حسینیه نیز قابل توجه ادب دوستان است. قواعد فقهی وی نیز که هنوز چاپ نشده گویای مقام فقاهت این مترجم نامدار است و ترجمه و شرح عوامل جرجانی نیز می‌تواند اثری مفید برای مبتدیان علوم عربی باشد.

حجت الاسلام کوشا در پایان تأکید می‌کند: از همه دانشجویان و طلاب جوان حوزوی می‌خواهم که همه آثار این استاد را در برنامه مطالعاتی ادبی خویش قرار دهند تا برای فهم و ترجمه دقیق قرآن کریم بن مایه لازم و کافی را بیندوزند.

................ هر روز با کتاب ...............

دالان آزادی خیلی باریک است... سه نوع لویاتان وجود دارد: مستبد، غائب و دربند... در یک دست شمشیر و در دست دیگر عصا؛ هم مهربان هم خشمگین... در چین قرار است یک رتبه اعتباری اجتماعی به هر شهروند بدهند، بر اساس این اگر شما درخواست وام دادید می‌گویند بگذار ببینیم رتبه اعتبار اجتماعی شما چطور است، دیکتاتوری دیجیتال... دولت یا لویاتان دربند، آن دولتی هست که اعتبار خود را از جامعه و شهروندان می‌گیرد اما همیشه در برابر آن پاسخگو است ...
بی‌خود و بی‌جهت... فیلم «زن و شوهرها» را دوست دارد، فیلمی که تولیدش همزمان با رسوایی او و سون‌-یی شد... در مورد مادرش می‌نویسد: زن جذابی نبود و شبیه به گروچو مارکس بود... دو فرزندخوانده‌اش خودکشی کردند و سومی با توجه به اینکه دختر دوست‌داشتنی‌ای بود، در حالی‌که در سی سا‌لگی با بیماری ایدز دست‌وپنجه نرم می‌کرد، توسط میا رها شد تا صبح کریسمس در بیمارستان و در تنهایی فوت کند... هیچ داستان جالبی برای وودی آلن وجود ندارد ...
از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...