دومین چاپ کتاب «هنر و مالتیتود» [Arte e multitudo : sette lettere del dicembre] اثر آنتونیو نگری [Antonio Negri] و ترجمه فرهاد اکبرزاده توسط نشر چشمه منتشر شد. چاپ نخست این کتاب سال ۹۵ منتشر شده بود.

هنر و مالتیتود» اثر آنتونیو نگری [Antonio Negri]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، چاپ نخست این کتاب سال ۹۵ با شمارگان هزار نسخه، ۱۵۴ صفحه (قطع جیبی) و بهای یازده هزار تومان منتشر شده بود.

آنتونیو نِگری، فیلسوف ایتالیایی، اواخر دهه ۱۹۸۰ از فرم نوشتن نامه به برخی همفکرانش استفاده کرد و هفت نامه برای دوستانش که غالباً فیلسوف هستند نوشت. او در هر یک از آنها به طرح بحثی می‌پردازد تا با محور قرار دادن این موضوعات بتواند به مسائل سیاسی و هستی شناختی مورد نظر خود پاسخ گوید. او تلاش می‌کند مسائلی مثل، زیبایی، بدن، کار، رخداد و انتزاع را با فلسفه در هم بیامیزد و آنها را از منظر هستی‌شناختی بررسی کند.

در هفت نامه اول، به تبع زمان نوشتن این نامه‌ها، حضور «پست مدرنیته» و مفاهیم مرتبط با آن نیز در حاشیه مباحث حس می‌شود و هر نامه به صورت ضمنی در تلاش برای پ‌اسخ‌گویی به آن است. این فیلسوف ایتالیایی در سال‌های ۱۹۹۹ و ۲۰۰۱ دو نامه دیگر هم به تعداد نامه‌های خود اضافه می‌کند. او سخنرانی سال ۲۰۰۸ خود را هم با عنوان «دگردیسی و کار غیرمادی» به عنوان ضمیمه‌ای تکمیلی در پایان کتاب قرار می‌دهد و مقدمه‌ای هم برای کتاب می‌نویسد.

نگری می‌کوشد با طرح مسائلی که بیشتر به موضوعات زیباشناختی می‌ماند پرسش‌های فلسفی خود را طرح کند. مثلاً یکی از نامه‌هایی که به «جورجو آگامبن» دیگر فیلسوف مطرح ایتالیایی نوشته شده مساله «امر والا» را محور بحث قرار می‌دهد و مروری است خواندنی و متفاوت بر این مفهوم فلسفی زیبایی‌شناختی.

اکبرزاده در یکی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی خود به مناسبت چاپ نخست این اثر اشاره کرده بود که در ترجمه این اثر تلاش داشته تا به «لحن» نویسنده که بیشتر شبیه لحن یک فیلسوف / اکتویست شکست‌خورده است وفادار بماند. کسی که با زیر ذره‌بین بردن عناصر هستی‌شناختی، که از قضا هم‌زمان می‌توان آن‌ها را موضوعات زیباشناختی، سیاسی و در نهایت زیست‌سیاسی هم دید، می‌کوشد تا روزنه‌ای برای احیای دوباره مفهوم «امید» بیابد.

................ هر روز با کتاب ..............

همه‌ جنبش‌های توده‌وار در طرفدارانشان نوعی جان‌برکفی و گرایش به عمل و اقدام مشترک برمی‌انگیزند؛ همه‌ آنها فارغ از آموزه‌هایی که می‌پراکنند و برنامه‌ای که ارائه می‌دهند تعصب، شور، امید، نفرت و نابردباری تب‌آلود را می‌پرورند... ایمان کور و پایبندی و وفاداری همه‌جانبه و با تمام وجود را طلب می‌کنند... میزان قدرت بالقوه‌ یک ملت در حکم گنجینه‌ آرزوهای دست‌نیافتنی آن است ...
در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...