در برگزاری چهارمین جایزه ادبی اصفهان سنت شکنی جالبی اتفاق افتاد و آن اعلام نام برگزیدگان در مراسم افتتاحیه بود.

 بهزاد دانشگر، دبیر جایزه ادبی اصفهان در ابتدای این مراسم با ارائه گزارشی از روند برگزاری این جایزه حضور 3 داستان نویس کودک (2 داستان نویس 8 ساله و یک داستان نویس 11 ساله) و 20 شرکت کننده زیر 15 سال را از ویژگی‌های این جایزه برشمرد.

بر اساس این گزارش، هیات داوران رمان «شطرنج با ماشین قیامت» نوشته حبیب احمد‌زاده را به عنوان رمان برگزیده انتخاب کرد. همچنین رمان «بازی آخر بانو» نوشته بلقیس سلیمانی اثر برگزیده بخش ویژه معرفی شد. بر اساس رای هیات داوران، مجموعه داستان «بلبل حلبی» اثر محمد کشاورز، به اتفاق آرا به عنوان مجموعه برگزیده بخش اصلی انتخاب شد.

همچنین در بخش ویژه ضمن تقدیر از پیمان اسماعیلی برای نگارش مجموعه داستان «جیب‌های بارانی‌ات را بگرد» جایزه اصلی این بخش به حامد حبیبی، برای مجموعه داستان «ماه و مس» اهداء شد.

بر اساس رای هیات داوران، در بخش تک داستان زینب علیزاده با داستان «روی پل» به عنوان داستان نویس برگزیده بخش اصلی شد و از مرجان ریاحی به خاطر داستان «فانی» و علیرضا جوانمرد به خاطر داستان «ذبح» تقدیر شد. در بخش ویژه نیز آسیه امام رضایی برای خلق داستان «معلوم است دختر» انتخاب شد و الهه صادقانی به خاطر داستان «چرخ و فلک» مورد تقدیر قرار گرفت.

نشستهای تخصصی بررسی آثار منتخب این رویداد ادبی دیروز با حضور جمعی از داستان نویسان برگزار شد و امروز نیز این نشستها در دو نوبت صبح و عصر پیگیری می شود. چهارمین دوره جایزه ادبی اصفهان امروز به کار خود پایان خواهد داد.

................ هر روز با کتاب ...............

از تهران آغاز و به استانبول و سپس پاریس ختم می‌شود... در مواجهه با زن‌ها دچار نوعی خودشیفتگی است... ثریا تقریبا هیچ نقش فعالی در رمان ندارد... کِرم کمک‌کردن به دیگران را دارد خاصه که عشقی هم در میان باشد... اغلب آدم‌هایی که زندگی‌شان روایت می‌شود، آدم‌های ته خطی‌اند. حتی انقلابیون و آنان که در حال جنگ و مبارزه هستند... مثل نسلی در ایران و مهاجرانی در خارج... ...
اتی(احترام) به جهان می‌گوید: «تو هم بدبختی! از تو هم بدم میاد!» آری جهان(جهانگیر) هم بدبخت است، اما نه از آن رو که جنوبِ شهر زندگی می‌کند؛ یا پدر و برادرش در قبرستان، کتاب دعا و شمع می‌فروشند؛ یا «پراید» ندارد تا صدای ضبطش را تا ته! بلند کند... بلکه جهان بدبخت است، چرا که دختری را دوست دارد که جهانِ او را دوست ندارد. جهان برای «نجات» دختری دست و پا می زند، که خودش به جای اراده به تغییر، خیالِ «فرار» در سر می‌پرورد... ...
انسان تا عاشق نشود از خودمحوری و انانیت رهایی ندارد... باورهای زندگی‌ساز... وقتی انسان خودش را با یک باور یا یک تئوری یکی بداند، این موجب می‌شود هر که به نظر او حمله کرد، فکر کند به او حمله شده ... باورهای ما باید آزموده باشند نه ارثی... چون حقیقت تلخ است، انسان برای شیرین‌کردن زندگی به تعمیم‌های شتاب‌زده روی می‌آورد... مجموعه درس گفتارهای ملکیان درباره اخلاق کاربستی ...
در تور دار و دسته فاگین پیر می‌افتد. یهودی دزدی که در محله‌‌های فقیرنشین لندن بر دزدان و فواحش پادشاهی می‌کند... تا امروز، نزدیک به 20 بار و با فیلمنامه‌های متفاوت بر روی پرده سینما و تلویزیون رفته است... الیور به اشتباه به جای دزد دستگیر شده است و مالباخته که شخصی فرهیخته است با قاضی دادگاه درباره‌ی حقوق متهم جدل می‌کند. طنز تلخ دیکنز در نقد دستگاه قضایی... خدا رو شکر کن که این کتابفروش ازت شکایت نکرد! ...
فیلمنامه‌ بر اساس رمان جین هنف کورلیتز نگاشته شده... زوج میانسالی با بازی نیکول کیدمن در نقش «گریس فریزر» تراپیست و روانکاور و هیو گرانت در نقش «جاناتان سش فریزر» پزشک و جراح بیماری‌های سرطانی... سانتی‌مانتالیسم رایج در فیلم ترغیبی است برای به رخ کشیدن لایف استایلی از زندگی لاکچری... هنرپیشه و آوازه‌خوان ایتالیایی به عنوان راس سوم مثلث عشقی... زنی نقاش با درونیات مالیخولیایی که به دنبال گمشده درون خود است ...