انتشارات کتابستان معرفت ویراست تازه‌ای از رمان «هفت جن» امید کوره‌چی را روانه بازار کرد.

7 هفت جن امید کوره‌چی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از تسنیم،‌ انتشارات کتابستان معرفت ویراست دوازدهم رمان «هفت جن»، نوشته امید کوره‌چی را روانه بازار نشر کرد. نویسنده در این اثر داستان یک مبارزه‌ آخرالزمانی را ترسیم کرده است؛ مبارزه‌ای که بین اجنه و انسان‌ها در گرفته است.

داستان کتاب «هفت جن» از زبان اول شخص که همان قهرمان داستان است، روایت می‌شود. او برای نجات میرانا که در دست اجنه اسیر شده است، با هفت جن مبارزه می‌کند. اما نکته‌ جالب داستان «هفت جن» این است که قهرمان داستان در مراحل مختلفی که پشت‌سر می‌گذارد، از خدا طلب کمک می‌کند و می‌داند که بدون یاری خداوند نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

داستان «هفت جن»، روایت مردی است تشنه قدرت و تسلط بر عالم. او که مأمور به قتل زنی شده است، در همان ابتدای داستان، دچار شکی بزرگ می‌شود و متوجه اشتباهاتش می‌شود. حال اوست و مبارزه با هفت جن قدرتمند.

هفت جن برخلاف بسیاری از آثار فانتزی ایرانی که گرته‌برداری ناقص از آثار غربی است، بر فرهنگ ایرانی ـ اسلامی استوار است. در جای‌جای کتاب اشاره‌های فراوان به آیات قرآن و احادیث معتبر شده و این نشان می‌دهد نویسنده برای خلق اثرش، زحمت فراوانی کشیده است.

نکته مهم دیگر کتاب، فرونرفتن در یک فضای تخدیری است. «هفت جن» با تأکیدی که بر واقع‌گرایی دینی دارد، جنبه‌های مهم دیگری از زندگی دینی را هم نشان می‌دهد. عرفان‌های نوظهور و مصائب آن، نسبت انسان معاصر با امام معصوم خصوصاً امام زمان(عج)، توجه به عوالم قدسی و حضور دیگر مخلوقات خداوند از جمله موضوعاتی است که ردپایی از آن را در این اثر می‌توان یافت.

در بخشی از این کتاب آمده است: «دریا ناآرام‌تر از آن بود که فکرش را می‌کردم، تا کمر ایستاده بودم میان آب و طوفان امواج خروشان را چنان به صورتم می‌کوبید که هر لحظه تمرکزم بیش‌تر به‌هم می‌ریخت و از توانم در مبارزه کاسته می‌شد. حدود یک ساعتی می‌شد درگیر نبرد با دیوی بودم که سرسختانه مقاومت می‌کرد و رام نمی‌شد، که به یکباره دیو اطراف حصار محافظ من چرخید و دیواره‌ای از آتش اطرافم را فرا گرفت، اما چون میان آب ایستاده بودم حرارتی به من نرسید. وقت زیادی نمانده بود، اگر شب از راه می‌رسید قدرت دیو چند برابر می‌شد، تمام عزمم را جزم کردم تا ذکر آخر را بگویم و کار را یک‌سره کنم، که ناگهان موج مهیبی به تنم اصابت کرد و تعادل خود را از دست دادم و یک پایم از حصار بیرون رفت و دیو هم که انگار منتظر چنین فرصتی بود نعره‌ای کشید و بدن دود‌گونه‌ی‌ خود را جمع کرد و مثل برق آمد سمت من که ناگهان صاعقه‌ای از آسمان به تنش اصابت کرد و تمام بدنش چون دود از هم پاشید و نابود شد.

نفس راحتی کشیدم و خود را از کف دریا جمع کردم. خوب می‌دانستم صاعقه‌ای در کار نیست و این نهاییل فرشته بود که باز هم مثل دفعات قبل خود را برای حفاظت از من به خطر انداخته و شمشیر نورانیش را مثل صاعقه چنان بر سر دیو بد سیرت کوبیده که تمام تنش بی‌هیچ زخم یا جراحتی به‌طور کامل دود شد و رفت هوا.»

رمان «هفت جن» در 322صفحه و با قیمت45 هزار تومان توسط انتشارات کتابستان معرفت منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...