نشر پیدایش سیزدهمین جلد از مجموعه پرطرفدار «دفترچه خاطرات بچه لاغر مردنی» [Diary of a wimpy kid : Greg Heffley’s journal] را منتشر کرد. این مجموعه به زبان طنز و برای گروه سنی نوجوان نوشته شده است.

دفترچه خاطرات بچه لاغر مردنی 13 [Diary of a wimpy kid : Greg Heffley’s journal] جف کینی [Jeff Kinney]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  تسنیم، سیزدهمین جلد از مجموعه «دفترچه خاطرات بچه لاغر مردنی» از سوی انتشارات پیدایش برای گروه سنی نوجوان منتشر شد. این اثر که با عنوان «جنگ برفی» منتشر شده، همانند دیگر آثار این مجموعه با زبانی طنز، داستانی مهیج از چند نوجوان را روایت می‌کند.

این مجموعه به قلم جف کینی [Jeff Kinney]، نویسنده انگلیسی‌تبار، نوشته شده و نسرین مهاجری نیز آن را ترجمه کرده است. این مجموعه درباره خاطرات و شیرین‌کاری‌های یک بچه معمولی، دوستان، خانواده و همه اطرافیان اوست. کتاب‌سازی متفاوت و نیز زبان و موضوعات طنز آن از ویژگی‌های این مجموعه است.

ماجرای این جلد از مجموعه به این شرح است: وقتی بارش برف مدرسه گرگ هفلی را تعطیل می‌کند، محله آنها تبدیل به میدان جنگ می‌شود. رقیب‌ها سر تصاحب زمین با هم می‌جنگند. آنها قلعه‌های بزرگ برفی می‌سازند. و یک نبرد برفی حماسی شکل می‌گیرد. جنگ برای نجات است و گرگ و رولی دشمن را زیر نظر دارند. برف‌ها آب می‌شوند و سؤال اینجاست که قهرمان واقعی این جنگ چه کسی است؟

ماجرای جلد سیزدهم از این مجموعه که مرتبط با تغییرات آب و هوایی است، سبب شده تا نویسنده در کنار شرح و روایت یک داستان مهیج و طنزگونه برای مخاطب خود، فرصت را غنیمت بداند و درباره تغییرات آب و هوایی و تأثیر آن بر زندگی ساکنان کره زمین نیز سخن بگوید. موضوع حفظ محیط زیست از جمله موضوعات پراهمیت و پرتکرار در سال‌های اخیر است که در کتاب‌های حوزه نوجوانان نیز بازتاب داشته است.

در بخش‌هایی از این کتاب می‌خوانیم: امروز همه همسایه‌ها به خاطر آفتاب و هوای گرم از خانه‌هایشان بیرون زدند. همه، به جز من. خب، به نظرم اینکه وسط زمستان از هوای گرم لذت ببری کار درستی نیست!

مردم می‌گویند هوا عقلش را از دست داده؛ ولی این که نشد حرف! شاید کمی طرز فکرم قدیمی باشد ولی به نظرم زمستان باید سرد باشد و تابستان گرم. شنیده‌ام که هوای کره زمین دارد گرم می‌شود و علتش هم آدم‌ها هستند؛ خب، من که تازه از راه رسیده‌ام و در این مورد هیچ تقصیری ندارم...

نشر پیدایش اثر حاضر را در 224 صفحه و به قیمت 40 هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...