«جهان هولوگرافیک» [The holographic universe] نظریه‌ای برای توضیح توانایی‌های فراطبیعی ذهن و اسرار ناشناخته مغز و جسم؛ نوشته مایکل تالبوت [Michael Talbot‬] و ترجمه داریوش مهرجویی به چاپ پنجاه و هشتم رسید.

جهان هولوگرافیک [The holographic universe]  مایکل تالبوت [Michael Talbot‬]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر هرمس چاپ پنجاه و هشتم کتاب «جهان هولوگرافیک» با شمارگان هزار نسخه، ۴۴۸ صفحه و بهای ۴۵ هزار تومان منتشر کرد.

کتاب سه بخش دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «نگاهی تازه و استثنایی به واقعیت»، «ذهن و جسم» و «فضا و زمان». تالبوت در این کتاب می‌کوشد برای مخاطبان ثابت کند که جهان آن چیزی نیست که به چشم ما می‌آید، بلکه رازهایی در خلقت هست که همچنان ناشناخته مانده و به‌رغم شواهد فراوان که نمونه‌های آن در کتاب ذکر شده ما مایل به باور کردن آنها نیستیم. برخی از این شواهد با تعابیر مرسوم خرافه به شمار می‌آیند، اما نویسنده کوشیده تا از زاویه یک پزشک به تحلیل آنها بپردازد.

نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۳۸۵ با شمارگان سه هزار نسخه و بهای سه هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده بود. مهرجویی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: ««خاصیت دیگر کتاب آن است که شاید تلنگری باشد به کسانی که موج مدرنیته دل و ایمانشان را شبهه‌دار کرده و غبار شک بر آن نشانده است و نیز آنهایی که از سخنان متافیزیک بی‌محتوا خسته شده‌اند و هنوز برای عقل و منطق انسانی احترام قائلند.»

................ هر روز با کتاب ...............

تمام کارهایم به خودم نزدیک است از لحاظ تم و مضمون... یک شخصیت صددرصد فروپاشیده می‌خواستم... در خودم سال‌هاست این بی‌مرزی را ساخته‌ام. بی‌مرزی نه به این عنوان که متعلق به جایی نباشم، ترجیح می‌دهم متعلق به مرزی نباشم، ولی داستان‌هایم قصه‌های آدم‌هایی است که میان این دو مرز سرگردانند... داستان‌نویسی را بیانیه اجتماعی و سیاسی نمی‌دانم ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...