انتشارات علمی و فرهنگی دو کتاب با موضوع فلسفه و اندیشه ژیل دلوز فیلسوف معاصر را روانه بازار کتاب کرد.

فلسفه دلوز [Essays on Deleuze]  دانیل وارن اسمین [Daniel W. Smith]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «فلسفه دلوز» [Essays on Deleuze] در زمره تازه‌ترین تولیدات انتشارات علمی و فرهنگی است که به قلم دانیل وارن اسمین [Daniel W. Smith] و با ترجمه سید محمد جواد سیدی روانه بازار کتاب شده است. وارن اسمیت در این کتاب با شرح و تفصیلی کامل مخاطب خود را با جهان اندیشه ژیل دلوز آشنا می‌کند و با شرحی روشن از حرکت‌ها و مسیرهای اندیشه وی سعی می‌کند به مخاطب خود نشان دهد که یکی از بزرگترین فلاسفه معاصر جهان چگونه امکانات تازه‌ای برای اندیشیدن خلق می‌کند تا نه تنها اندیشیه را به زندگی متصل کند که زندگی را نیز فراتر از محدوده تنگ فردیت بشناسد.

این کتاب در بخش نخست خود به سراغ ارتباط دلوز با فلسفه تاریخ رفته و از این رهگذر پس از معرفی هستی شناسی درون‌ماندگار دلوز به بررسی ارتباط اندیشه‌های او با آرا متفکرانی چون لایبنیتس، هگل و مانت می‌پردازد. کتاب در ادامه به شرح منظومه فلسفی دلوز می‌پردازد و نظریه حساسیت و نظریه هنری وی را شرح می‌دهد و به بررسی دیالکتیک، آنالکتیک، اخلاق و سیاست در تفکر وی وارد می‌شود.

بخش بعدی کتاب شرحی است بر پنج مفهوم دلوزی شامل میل، زندگی، احساس، امر نو و امر گشوده. کتاب در بخش جداگانه‌ای نیز به ارتباط اندیشه او با فیلسوفان معاصر از جمله دریدا، بدیو، پی‌یر کلوسوفسکی و پال پتن پرداخته است. این کتاب در ۸۷۰ صفحه با قیمت ۹۵ هزار تومان منتشر شده است

انتشارات علمی و فرهنگی همچنین به تازگی در قالب مجموعه «راهنمامی سرگشتگان» اثری درباره زندگی و اندیشه ژیل دلوز اثری را منتشر کرده است. این اثر که به قلم کلر کولبورک و با نام «دلوز» روانه بازار کتاب شده است، از سوی مؤلف تفسیری بر فلسفه دلوز است که در مقام دفاع از او برآمده است.

این کتاب از زاویه سینما و اندیشه‌های دلوز درباب آن و نگاه او به تکتولوژی، ذات، مکان و زمان و نیز اندیشه‌های او درباره حرکت و تصویر به تفسیر تفکرات وی پرداخته است و در فصول دیگری نیز موضوعاتی چون هنر و زمان، هنر و تاریخ و سیاست را در اندیشه وی مورد کندوکاو قرار داده است. این کتاب در ۲۷۷ صفحه و با ترجمه محمدزمان زمانی و با قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...
ویوین لی در نقش اسکارلت... آرزوها، عشق‌ها و هوس‌هایی که بر باد رفته... زمین داران «جنوبی»، سرمست از باده‌ی عصرانه و هیجان زده از غروری کاذب، رجز جنگ می‌خوانند: باید التماسمون کنند برای صلح!... هر جنوبی بیست نفر از شمالی‌ها رو لت و پار می‌کنه!...توی حمله ی اول کارشون رو می‌سازیم!... اشلی با اطمینان می‌گوید: بیشتر بدبختی‌های دنیا به علت جنگ است. و زمانی که جنگ تمام می‌شود، هیچکس نمی‌داند علت آغازش چه بود؟!... در جنگهای داخلی آمریکا، «جنوب» شکست خورد. ...
گونه‌ها یک‌شبه منقرض نمی‌شوند، کمااینکه میمون‌ها هنوز در کنار انسان‌ها به بقای خود ادامه می‌دهند... لات‌ها با واسطه‌ی حداقل یک حلقه‌ی مشهود یعنی جاهل‌ها، به لوطی‌ها مرتبط می‎شوند... توانسته سال‌ها عشق مرجان را در دل پنهان کند و آخ نگوید... هم با خودشان درگیرند، هم با مردم محل و غیرمحل... تحت‌تأثیر ایدئولوژی حزب توده به لومپنِ ‌پرولتاریا تبدیل شد... کم‌کم چاقو و زنجیر را کنار گذاشتند و به‌جای کوچه و خیابان برای خود در اینترنت دکانی دونبش درست کردند ...