به گزارش ایبنا، نشست با موضوع بررسی رابطه ادبیات داستانی و مستندنگاری در حوزه دفاع مقدس، سه‌شنبه اول مهرماه با حضور گلعلی بابایی؛‌ نویسنده و مستندنگار حوزه دفاع مقدس، میثم امیری؛ داستان‌نویس، پژوهشگر و مستندنگار و احسان رضایی؛ نویسنده، در باغ موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.

نشست ارتباط ادبیات داستانی و مستندنگاری جنگ گلعلی بابایی

بابایی در بخش ابتدایی این نشست درباره وضعیت مستندنگاری جنگ در چهل سال گذشته، بیان کرد: این سبک ادبیات، در زمان جنگ شروع و رونق گرفت. آغاز آن با خاطره‌نگاری بود و در ادامه تاریخ‌نگاری و سپس شیوه‌هایی همچون روزنوشت‌نگاری و ثبت خاطرات شهدا به آن اضافه شد. این کار، فعالیتی آتش به اختیار بود که متولی خاصی نداشت. پایه خوبی در این حوزه ریخته شد و فکر می‌کنم امروز نسبت به ژانرهای دیگر وضعیت بهتری دارد.

وی با مقایسه‌‌ای بین میزان آثار تولید شده با محوریت دفاع مقدس از سوی ایران و عراق به‌عنوان طرفین جنگ، افزود: حدود هشت سال پیش که به عراق رفته بودم، هرچه در مراکز فرهنگی و بازارها گشتم که ببینم درباره جنگ چه نوشته‌اند، حتی یک کتاب هم پیدا نکردم. انگار می‌خواهند به نوعی آن هشت سال را فراموش کنند. ولی در خارج از عراق کتاب‌های زیادی درباره جنگ تحمیلی نوشته شده که ازجمله آن‌ها کتاب خاطرات فرماندهان صدام است که در آن سه نویسنده آمریکایی با فرماندهان ارتش عراق به مصاحبه پرداخته‌اند.

این مستندنگار تصریح کرد: به‌نظرم این کتاب خوب و بی‌طرفانه نوشته شده است. مثلا در بخشی از این کتاب، یکی از فرماندهان عراقی می‌گوید، طراحی عملیات خیبر، بسیار فکورانه و مدبرانه از سوی ایرانی‌ها صورت گرفت، ولی مشکل این بود که داشته‌های ایرانی‌ها با اهدافشان نمی‌خواند. دلایل این ادعا در کتاب توضیح داده شده که یکی از آن‌ها به موضع تحریم‌ها بازمی‌گردد. خواننده در این کتاب متوجه می‌شود که اگر این شکست‌ها حاصل شده، نتیجه یک اراده جهانی بوده که نمی‌خواست ایران پیروز شود. ولی ما در این زمینه یک فرصت‌سوزی کردیم، چراکه در تمام این سال‌ها می‌توانستیم با فرماندهان ارشد عراقی گفت‌وگوهای بسیار خوبی داشته باشیم یا مستندهای خوبی تهیه کنیم که می‌توانست خیلی از حقایق را روشن کند.

نویسنده کتاب «همپای صاعقه» با اشاره به موضوع استفاده از آثار مستند حوزه دفاع مقدس برای نوشتن رمان یا ساخت فیلم، گفت: پیش از این از کتاب «همپای صاعقه» برای ساخت فیلم ایستاده در غبار استفاده شده و احمد دهقان نیز گفت که از 20 روز آخر زندگی شهید همت که در کتاب «شراره‌های خورشیدی» می‌توان یک رمان درآورد. واقعیت این است که فیلم‌سازان ما خیلی به آثار مستند روی خوش نشان ندادند و داستان‌نویسان ما هم چندان به این ژانر رغبت نشان نداده‌اند.

بابایی ادامه داد: شاید محدودیت‌هایی در بحث نوشتن رمان در حوزه دفاع مقدس وجود داشته باشد. رمان نوشتن یک سری آزادی‌ها و فراغ‌بال‌‌هایی می‌خواهد که شاید در حوزه دفاع مقدس نویسنده این آزادی‌ها را نداشته باشد. مثلا اگر نویسنده‌ای بخواهد درباره یک شخصیت یا آدم مشخصی از جنگ رمان بنویسد، شاید نتواند به‌راحتی کلمات و واژگان را به‌کار گیرد.

وی در بخش دیگری از سخنانش درباره، درباره سطح آثار مستندنگاری و نقاط ضعف و قوت آن، اظهار کرد: مستندنگاری را شاید بتوان در سه بخش خاطرات، تاریخ‌نگاری و نوشتن اطلس‌های مربوط به عملیات‌ها، دسته‌بندی کرد. فکر می‌کنم اتفاق خوب بیشتر در بحث خاطره‌نگاری و تاریخ شفاهی رخ داده و در این زمینه به وفور آثار یافت می‌شود و کسی هم چندان بر این حوزه نظارتی ندارد و بیشتر آثار راستی‌آزمایی نمی‌شوند. البته کار سختی است که نیاز به زیرساخت‌هایی دارد. ولی امیدوارم این امر محقق شود و یک کنترل مناسب با وجهه ایجابی شکل بگیرد. آثار ضعیف مخصوصا در سازمان‌هایی که مناسبتی یا برنامه‌ای کتاب‌هایی را تولید می‌کنند، کم نیست. تولید این‌گونه آثار بدون هیچ پشتوانه علمی، کار درستی نیست و نتیجه آن می‌شود انبارهایی مملو از کتاب که هیچ مخاطبی ندارند. اما مجموعه‌هایی مانند مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، کتاب‌های مرجع و مستند خوبی تهیه کرده‌اند. «ناگفته‌های جنگ» اثر احمد دهقان و «کالک‌های خاکی» نیز ازجمله آثار خوب این حوزه هستند.

این نویسنده در پایان با اشاره به ادامه مسیر مستندنگاری در حوزه دفاع مقدس، گفت: یک جایی گفتم که شاید یکی از دلایل موفقیت ادبیات جنگ، بی‌صاحب بودن آن است و شاید بهتر باشد که همینطور مردمی بماند و سازمان‌هایی که دستشان می‌رسد به نویسندگان کمک کنند. به فرموده مقام معظم رهبری، شخصیت‌پردازی از رزمندگان، خلق آثار هنری با موضوع دفاع مقدس و پرداختن به موضوع مدافعان حرم ازجمله محورهایی است که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند. ایشان استمرار روحیه جهاد در نسل جدید را حاصل ادبیات برخواسته از جنگ می‌دانند. موضوع مدافعان حرم با آن گستره وسیع، واقعا جای کار دارد. پرداختن به این مساله وظیفه‌ای به گردن نویسندگان حوزه ادبیات داستانی است.


برنده واقعی جنگ کیست؟
میثم امیری نیز به‌عنوان دیگر سخنران این نشست، درباره وضعیت و جایگاه مستندنگاری جنگ در بازه زمانی چهل ساله، بیان کرد: بعد از گذشت 40 سال از آغاز دفاع مقدس، یکی از پرسش‌های اساسی برای کسانی که پیش از این جنگ ما را نفی می‌کردند، این بوده که جنگ ما چقدر کارآمدی داشته و برنده واقعی آن کیست؟ فکر می‌کنم ادبیات می‌تواند بگوید حق با که بوده و برنده جنگ کیست. با مقایسه و بررسی آثار و ادبیات تولید شده می‌توان به این پاسخ رسید.

وی افزود: ادبیات جنگ، موفق‌ترین حیطه ادبیات است، به این دلیل که مردم خودشان ‌جنگیدند و خودشان آن‌را روایت کردند. پیروز جنگ کسی است که آن را روایت می‌کند. ادبیات جنگ و مستندنگاری می‌تواند جواب درست را به ما نشان دهد. ادبیات جنگ، ادبیات کاملا موفقی بود از «زمین سوخته» احمد محمود تا آثار امروزی. نویسندگان این آثار کتاب‌های دیگری هم نوشته‌اند، ولی بازهم به‌نظر می‌رسد آثار موفق‌تر آن‌ها، همان ادبیات جنگ است.

این داستان‌نویس در ادامه گفت: ما امروز در یک نقطه عطف ایستاده‌ایم و تاکنون توانسته‌ایم به اندازه کافی کتاب‌های روایت و مستند تولید کنیم. از این به بعد دیگر باید به ادبیات داستانی ورود پیدا کنیم. اکنون وقت آن است که وقایع مستند جنگ به زبان دراماتیک و رمان تبدیل شود. امروز می‌توان از ناگفته‌های فرماندهان که زمانی سری بودند و اکنون منتشر شده‌اند، به‌عنوان ماده اصلی ساخت رمان استفاده کرد. اکنون در این نقطه عطف، باید فکه و دوکوهه را به جاهایی ملموس برای مخاطب در هر زمانی تبدیل کرد. وظیفه نویسنده این است که تک تک آن مکان‌ها را به عنصر دراماتیک تبدیل کند. هنوز آنقدر برای نوشتن داستان و رمان دیر نشده است. اکنون نویسنده جوانی که جنگ را ندیده، می‌تواند با استفاده از هزاران کتاب، مقاله و فیلم که پیش‌رویش قرار دارد، درباره جنگ بنویسد.

امیری تصریح کرد: با توجه به تجربیاتی که از ادبیات داستانی جنگ در دیگر نقاط دنیا دارم، ادبیات جنگ چند دهه پس از پایان آن شکل می‌گیرد، پس هنوز دیر نشده است. ولی در این زمینه یک آسیب و خطر وجود دارد. نویسندگان ما شاید به خاطر رواج نوعی عرفان‌زدگی درباره جنگ، از نوشتن در این حوزه دوری می‌کنند. پرداختن به خود منطق جنگ و عملیات‌ها، جای خود را به نوعی سانتیمانتالیسم و نوعی عرفان‌‌گرایی داده که با نوع جنگی که مثلا در روایت فتح شهید آوینی دیدیم، فرق دارد. باید این مشکل را درمان کرد. قضیه امام حسین (ع) و عاشورا تا قرن‌ها مسکوت ماند، ولی آن جوش و خروش را نمی‌توان خاموش کرد. دفاع مقدس ما هم آنقدر برجسته است که خاموش نمی‌ماند. به‌نظرم نسل قبل هم کار خود را در زمینه روایت مستند از جنگ خوب انجام داد.

وی در معرفی چند اثر خوب در حوزه ادبیات داستانی دفاع مقدس، ادامه داد: «پوتین‌های مریم»، «روزنوشت‌های حسن باقری»، «زمین سوخته» و «همپای صاعقه» ازجمله آثار شاخص و باکیفیت این حوزه است.

این پژوهشگر در پاسخ به این سوال که «آیا همه کارهای مستندنگاری، قابلیت تبدیل شدن به داستان را دارند؟»، گفت: در بعضی از کتاب‌ها با حجم بالای هزار صفحه به‌نظر می‌رسد 100 تا 150 صفحه نخست چندان ضرورتی ندارد. فکر می‌کنم این خط باید توسط داستان‌نویسان شکسته شود. کتاب‌های مستند حتی آثار ضعیف، حتما چیزهایی در خود دارند، اما برای تبدیل خاطره به ادبیات دراماتیک باید به شیوه‌ای متفاوت نوشت. چیدمان لزوما نیاز نیست که چیدمان تاریخ شفاهی باشد. می‌‌تواند از یک رویداد شروع شود و کم‌کم در ادامه شخصیت‌ها را بشناسیم. از طرفی برخی کتاب‌های نیز فشرده هستند و نیاز به بسط دارند که برخی اتفاقات این کتاب‌ها می‌توانند به تنهایی در قالب یک زمان بسط پیدا کنند.

امیری در پایان اظهار کرد: یک مساله مهم برای ما، حس هویتی است که نسبت به جنگ داریم. امروز این جنبه هویتی بیشتر دیده می‌شود و امید داریم که از این جنگ آثار شاخص زیادی خلق کرد. امروز جامعه نسبت به جنگ و شهدا مأنوس‌تر است و این نوید را به ما می‌دهد که آینده جنگ، یک آینده روشن است.

................ هر روز با کتاب ..............

از اوان‌ جوانی‌، سوسیالیستی‌ مبارز بود... بازمانده‌ای از شاهزاده‌های منقرض شده (شوالیه‌ای) که از‌ حصارش‌ بیرون‌ می‌آید و در صدد آن است که حماسه‌ای بیافریند... فرانسوای‌ باده گسار زنباره به دنیا پشت پا می‌زند. برای این کار از وسایل و راههای کاملا درستی استفاده نمی‌کند‌ ولی‌ سعی در بهتر شدن دارد... اعتقادات ما با دین مسیح(ع) تفاوتهایی دارد. و حتی نگرش مسیحیان‌ نیز‌ با‌ نگرش فرانسوا یا نویسنده اثر، تفاوتهایی دارد ...
فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...