کتاب «تصورهای اجتماعی تجدد» [Modern social imaginaries] تألیف چارلز تیلور [Charles Taylor]  با ترجمه و تحشیه فرهنگ رجایی به همت انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) منتشر شد.

تصورهای اجتماعی» [Modern social imaginaries] تجدد تألیف چارلز تیلور [Charles Taylor]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، در پشت جلد این اثر در معرفی آن آمده است: در روزگار ما، مسئله تجدد را باید از زاویه‌ای تازه مطر ح کرد: آیا در اینجا با یک پدیده رو به رو هستیم. یا باید از چندگونگی تجدد صحبت کنیم؛ صیغه جمع منعکس کننده این واقعیت است که فرهنگ‌های دیگر به ویژه غیرغربی به شکل خاص خود متجدد شده اند که نمی‌توان آنها را با آن نظریه کلی، که در ابتدا با مورد غرب صورت بندی شده، به طور مناسب فهمید. کتاب حاضر این فرضیه را به بحث می‌گذارد که اگر ما از خود فهمی به یک تعریف واضح‌تر دست پیدا کنیم که جزء شاکله تجدد است، خواهیم توانست به مقولات ریشه‌ای و معاصر تجدد وضوح و روشنایی بخشیم. تجدد غربی در این نگرش از نوع خاصی از تصور اجتماعی جداناشدنی است و تفاوت میان تجددهای چندگانه امروز را می‌توان با این تصورهای گوناگون از جامعه فهمید.

چارلز تیلور از انگشت شمار فیلسوفان بزرگ در دوران معاصر است که هم به پرسش‌های ابدی می‌پردازد و هم به مقولات روزمره اجتماع خود و جهان توجه دارد. از نظر روش وی به صورتی مبتکرانه دو شیوه اندیشیدن فلسفی، یعنی تحلیلی (نگرش سنتی‌تر و تاکید بر خردورزی) را با قاره‌ای (نگرشی بر پدیدار شناسی و اگزیستانسیالیستی تاکید دارد که زادگاهش اکثراً در اروپای قاره‌ای بود) را به طور کاربردی در هم آمیخته است. مترجم این کتاب نیز دانشور علوم سیاسی در حوزه تخصصی نظریه‌های سیاسی و روابط بین الملل و استاد تمام دانشگاه کارلتون کاناداست. اهل کتاب با آثار تألیفی، ترجمه، مقالات و مصاحبه‌های وی آشنا هستند.

در کتاب حاضر نویسنده به توصیف وضع موجود انسان در غرب در چارچوب انگاره، جهان بینی و نظام ارزشی مفهوم تجدد می‌پردازد و در پی آن است که تبیینی منطقی از پدیدار شدن تصور اجتماعی مبتنی بر تجدد در غرب ارائه دهد. نگارنده این کتاب معتقد است که هر نظم اجتماعی بر تصوری از اجتماع مطلوب بنا شده است. برای تبیین این موضوع این کتاب از دو قسمت متمایز تشکیل شده است.

چهار فصل اول به پرسش چیستی تجدد و تحول تاریخی آن در غرب از سده هفدهم تا به امروز اختصاص دارد. ادعای مهم این فصل‌ها این است که چرخشی در تعریف انسان از خود و جایگاهش در اجتماع صورت گرفته است. از فصل پنجم تا آخر کتاب به به چگونگی نقش بسترزدایی در تصور اجتماعی از تجدد می‌پردازد و به باز شدن و تجسم یافتن جنبه‌های مختلف این بسترزدایی عظیم در سپهرهای خصوصی، عمومی، اقتصاد، اجتماع، سیاست، فرهنگ و تاریخ همت می‌گمارد. بایستی این نکته را در این کتاب مد نظر داشت که بحث تیلور به ادعای خودش بر نحوه شکل گیری تصور اجتماعی تجدد در غرب تمرکز دارد اما نباید این برداشت موجب شود که چنین برداشتی برای خواننده غیر غربی درس مهمی ندارد. این اثر نه تنها در جهت جهان شناسی جدید سرنخ‌های مهمی را ارائه می‌کند بلکه الگوی بسیار استواری ارائه می‌دهد که در آن امکان گفتگوی با خود و یا با جهان پیش رو را مهیا می‌کند.

کتاب حاضر در پی آن است که تبیینی منطقی از پدیدارشدن تصور اجتماعی مبتنی بر تجدد در غرب ارائه دهد. برای رسیدن به این هدف، با این‌که خود تیلور به صراحت از چنین تقسیم‌بندی‌ای صحبت نمی‌کند، اما به گمان مؤلف، کتاب حاضر از دو قسمت متمایز تشکیل شده است. چهار فصل اول به پرسش چیستی تجدد و تحول تاریخی آن در غرب از سده هفدهم تا به امروز اختصاص دارد. ادعای مهم این فصل‌ها این است که چرخشی در تعریف انسان از خود و جایگاهش در اجتماع صورت گرفته است.

تیلور فصل چهارم خود را با این جمله به پایان می‌برد: «از این پس به این پرسش می‌پردازیم که چگونه بسترزدایی در تصور اجتماعی تجدد کار می‌کند». این حرف انتقال منطقی و مناسبی از ادعای اول تیلور به بخش دوم کتاب است. به این ترتیب، می‌توان گفت که از فصل پنجم تا آخر کتاب به باز شدن و تجسم یافتن جنبه‌های مختلف این «‌بسترزدایی عظیم» در سپهرهای خصوصی، عمومی، اقتصاد، اجتماع، سیاست، فرهنگ و تاریخ می‌پردازد.

فرهنگ رجایی (متولد ۱۳۳۱) دانشور علوم سیاسی در حوزه تخصصی نظریه‌های سیاسی و روابط بین‌الملل و استاد تمام دانشگاه کارلتون در کشور کاناداست. وی تاکنون در دانشکده روابط بین‌الملل، وزارت خارجه، دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق (ع)، تربیت مدرس، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه شهید بهشتی در ایران، و دانشگاه‌های ویرجینیا و ایالتی شانیِ اوهایو در آمریکا، هامبولت در آلمان و آکسفورد در انگلستان تدریس و تحقیق کرده است.

اهل کتاب با آثار تألیفی، ترجمه‌، مقالات و مصاحبه‌های وی آشنا هستند. دغدغه اصلی وی مطالعه وضع بشر و به ویژه چگونه انسانی عمل کردن است؛ یا به وجهی که وی مسئولیت را مستقیماً متوجه فرد و خود شخص می‌داند، چگونگی «انسان‌ورزی»، مقوله‌ای که به ورای زمان و مکان و فرهنگ و آموزه و اندیشه می‌رود.

از نظر ره‌یافت و روش وی بر «تمدن» به عنوان واحد مطالعه تمرکز می‌کند، که آن را اوج انسان‌ورزی در روی زمین می‌داند. و ازآنجاکه وی تأثیرگذارترین متغیّر در انسان‌ورزی را مقوله هویت و سه بُعد تشکیل‌دهنده آن، یعنی فهم و تعریف فرد از خود، از رابطه‌اش با «دیگری»، و رابطه با کل زیستِ جهان آدمی می‌داند، تقریباً تمام آثارش به مقوله هویت و جنبه‌های فکری، دنیایی و مادی حیات آدمی، به ویژه عبرت‌گرفتن از تمدن‌ها، شامل تمدن تجدد، اختصاص دارد.

کتاب تصورهای اجتماعی تجدد به بهای ۳۴ هزار تومان و به همت انتشارات دانشگاه امام صادق (ع) منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

درحین اینکه بورخس از ادبیات ناب دفاع می‌کرد، هیچ مشکلی نمی‌دید که با دیکتاتور خورخه رافائل ویدلا برای صرف شام قرار بگذارد؛ با کسی که بار اصلی مسئولیت 30 ‌هزار مرد و زن ناپدیدشده‌ آرژانتینی و صدها کودک ربوده‌شده بر دوش او بود... این سرکوبگری تروریستی ناگزیر به خودسانسوری انجامید... رسانه‌ها و تلویزیون در دست معدود بنگاه‌ها است و آزادی عقیده در آن خیال‌پردازی‌ای بیش نیست ...
هیچ خبری از حجاب راهبه‌ها و سوگند خوردنشان نیست، درعوض آیرا از سنت روایت پیکارسک استفاده می‌کند... مرا آماده کرده‌اند که فرشته‌ باشم، فرشته‌ نگهبان همه‌ مجرمان، دزدها و قاتلان... این کارهای خوبی که در تنهایی و خیالاتش انجام می‌دهد، سزار را تبدیل به راهبه می‌کند. ولی، در زندگی واقعی، او یک دروغگوی قهار است... رمز و راز دروغگوی خوب‌ بودن را فاش می‌کند: «باید خیلی قانع‌کننده وانمود کنی که چیزهای واضح را نمی‌دانی.» ...
متوجه ماده‌مگس جوانی شد که در مرز میان پوره و سس نشسته بود... پوست آبدار و سبزش، بانشاط زیر نور خورشید می‌درخشید... دور کمرش چنان شکننده و ظریف بود که گویا می‌توانست با سبک‌ترین نسیم بشکند... جابه‌جایی حشره و انسان و توصیفات آبدار و تنانه از مگس علاوه بر شوخی شیطنت‌آمیز پلوین با توصیفات رمان‌‌های احساساتی و حتی کلاسیک، کاریکاتورگونه‌ای است گروتسک از وضعیت بشر ...
سیر آفاق و انفس مردی جوان و آمریکایی به‌نام لاری برای یافتن معنای زندگی است که از غرب تا شرق عالم را طی می‌کند... تحت تاثیر زیبایی او نمی‌تواند بدی‌هایش را ببیند... زنی سطحی، حسود و کینه‌توز است... به نظر من آن‌ها که می‌گویند عشق بدون شهوت می‌تواند وجود داشته باشد، چرند می‌گویند. وقتی مردم می‌گویند بعد از آنکه شهوت مرد، عشق هنوز زنده است، دارند از چیز دیگری صحبت می‌کنند که عشق نیست، انس و مهر و همخویی و عادت است ...
بسیاری از مردم اطلاعات گسترده‌ای پیرامون انسان و جهان و طبیعت و شریعت در ذهن جمع‌آوری می‌کنند اما در برابر ساده‌ترین آسیب‌های نفسانی؛ تمایلات ناصواب درونی زانو می‌زنند... برخی رنج‌ها آدمی را از پای در می‌آورند؛ از ارزش و آرامش جان می‌کاهند و اثری تلخ و گاهی جبران‌ناپذیر در زندگی از خود به جای می‌گذارند. رنج دلبستگی‌های حقیر؛ رنج برخاسته از جهل و نادانی و رنج وابستگی به تایید و تکذیب دیگران از این جنس است. ...