علم زیر تیغ جامعه ­شناسان | الف


تاثیر علم و فناوری بر زندگی و طرز فکر و رفتارهای اجتماعی ما روزبه ­روز در حال افزایش است. شاید دورانی که ما در آن به­ سر می­‌بریم دوران اوج این تاثیرات باشد. علم­ و ­فناوری امروز که تا حد بسیاری ماحصل تغییرات بنیادینی است که در نگرش انسان غربی در عصر نوزایی در برخورد با جهان هستی رخ داده است دیگر در هر نقطه‌ای مقصودات فراوانش را بروز می­‌دهد. کریس هارمن نویسنده کتاب تاریخ جهان گذر از قرن­‌های شانزدهم و هفدهم به سده­‌ی هجدهم را، راهی برای انتقال از خرافه به علم می­‌داند و می­‌گوید که تا قبل از قرن هجدهم مرز علم از خرافات کاملا جدا نشده بود. علم در چنبره‌ی دستگاه‌­های اعتقادی جادویی قرار داشت. وانگهی فرق میان مجموعه اعتقادهای علمی و مجموعه اعتقادهای غیرعلمی آنچنان که امروز می­‌نماید آشکار نیست.

ماسیمیانو بوکی [Massimiano Bucchi] علم در جامعه [Science in society : an introduction to social studies of science]

با  وجود این، نگرش­‌های آغشته به خرافات حتی در مواردی سبب کشفیات علمی نیز می­‌شدند. برای مثال کپلر باور داشت چون پنج چند وجهی منتظم در عالم است پس فقط شش سیاره وجود دارد. علم راه درازی را طی کرده است تا به وضعیت کنونی خود در عصر حاضر برسد. وضعیتی که در سده­‌های گوناگون انتظارات مختلفی از آن وجود داشته است. انتظار رفع بیماری‌­ها، انتظار سرعت بخشیدن به چاپ، انتظار تامین مواد غذایی بیشتر، انتظار تحقق بخشیدن به آرزوی هزاران ساله­‌ی انسان و پرواز در آسمان­‌ها و بسیاری از انتظارات روزانه­‌ی دیگر. اما اساسی­‌ترین انتظار گویا هنوز بی­‌پاسخ مانده است. انتظاری که ماسیمیانو بوکی [Massimiano Bucchi] در سرآغاز کتاب «علم در جامعه» [Science in society : an introduction to social studies of science] به آن این­گونه اشاره می­‌کند: «ما از علم فقط انتظار نداریم که روشنایی خانه­‌هایمان را تامین کند یا غذایمان را تازه نگه دارد. ما از علم می­‌خواهیم تا عمیق‌ترین پرسش‌­هایمان را پاسخ دهد». نگارنده قصد ندارد در این سطرها به اهمیت این پرسش بپردازد اما در کنار این پرسش شاید مطرح کردن پرسش دیگری مهم­تر باشد، این­که آیا علم به تنهایی می­‌تواند پاسخ ­دهنده­‌ی عمیق­ترین پرسش­‌های بشری باشد؟

در طی دو قرن اخیر نرخ رشد تحقیقات علمی افزایش چشم­گیری داشته است و همین موضوع باعث افزایش تعداد دانشمندان نیز شده است. بوکّی معتقد است که رشد روزافزون علم قطعا به یک حد نهایی خواهد رسید مگر آنکه تجدید ساختاری بنیادی رخ دهد. علم و تکنولوژی به هر حال پاسخ­گوی بسیاری از نیازهای جوامع انسانی شده­‌اند و حتی نقش تعیین کننده‌ای در امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و زیست­ محیطی داشته­‌اند، از این رو هرگز قابل چشم­ پوشی نیستند. اما جامعه ­شناسی علمی عمری طولانی ندارد و در سال ۱۹۷۶ اولین نشریه­‌ی تخصصی جامعه­ شناسی علم با نام مطالعات اجتماعی علم شکل گرفته است. بوکّی در فصل نخست کتاب که با نام تکوین علم مدرن و زایش جامعه­ شناسی علم انتشار یافته است روند تاریخی شکل­‌گیری این رشته را به­ همراه پاره‌ای توضیحات تخصصی مطرح کرده است.

انقلاب­‌های علمی و پارادایم‌­ها از جمله مسائل مهمی است که در قرن بیستم توسط مورخین علم همچون توماس کوهن مطرح گردیده است. کوهن در کتاب معروف خود با نام ساختار انقلاب‌­های علمی می­‌گوید که یک پارادایم نه تنها نظریه‌­ای مرجع، بلکه مجموعه­‌ای کامل از نتایج، اعمال، الگوها و روش‌­های استاندارد در اختیار دانشمندان قرار می­‌دهد تا بتوانند با استفاده از آن مسائلی را که در جریان تحقیقات‌شان بروز می‌کند حل کنند. طرز فکرها و پارادایم‌­ها نقش تعیین­ کننده­‌ای در علم دارند، کما اینکه لودیک فِلِک دیگر جامعه ­شناس علمی می‌­گوید که هر واقعیت علمی در یک «طرز فکر» خاص معنی پیدا می‌کند، از این­رو نویسنده کتاب جامعه­ شناسی علم در فصل دوم به بحث درباره­‌ی این موضوعات می‌پردازد.

همواره این سوال ممکن است برای بسیاری از ما مطرح باشد که آیا مسائل اجتماعی بر علم تاثیر داشته‌­اند یا خیر. تاثیر مسائل اجتماعی، بحران­ها و اختلافات عقیدتی بر علوم دیگر موضوعی است که در فصل سوم به آن پرداخته شده است. ریاضیات به­ عنوان رشته‌­ای که نقش آن در علم پس از قرن شانزدهم جلوه­‌های دیگر و تازه‌تری به خود گرفت همیشه جزو مجردترین و نفوذناپذیرترین رشته­‌ها بوده است. بوکّی با عنوان آیا ریاضیات به ­صورت اجتماعی شکل می­‌گیرد سعی می­‌کند نشان دهد که حتی فرمول­‌ها، اثبات­‌ها و نتایج بنیادی معنایی ذاتی ندارند. بلکه به مجموعه‌­ای از پیش ­فرض‌ها بستگی دارند. باید اذعان کرد که وی به ­عنوان جامعه­ شناس علم موشکافانه و با ارائه­‌ی مستندات در هدف خود موفق بوده است.

دیگر موضوعی که در فصل چهارم مورد توجه قرار گرفته است محدودیت­‌هایی است که ممکن است در فضای آزمایشگاه و زمان انجام تحقیقات علمی برای یک دانشمند وجود داشته باشد و همچنین محدودیت­‌های دیگری که شرایط منطق‌ه­ای اعتقادی و حتی هم­‌فکران یک دانشمند ممکن است در ایجاد آن نقش داشته باشند. در این فصل آثار هرکدام از این محدودیت­‌ها به­ همراه نتایج حاصل از اثر آن­ها مورد بررسی قرار گرفته است.

تاثیر علم و تکنولوژی بر یکدیگر و تفاوت بین این دو از بحث­‌های مهمی است که بین جامعه­ شناسان علمی وجود داشته است. بوکّی با اشاره به اصطلاح تکنوعلم که برونو لاتور فیلسوف و جامعه­ شناس فرانسوی به ­کار برده و تمایز بین علم و تکنولوژی را زیر سوال می­‌برد همچنان از اشاره به این موضوع که ما در زندگی روزمره با تکنولوژی برخورد بیش­تری داریم تا علم چشم­‌پوشی نمی­‌کند، او می­‌گوید از مخابرات گرفته تا اسکن­‌های فراصوتی که روزانه بسیاری از ما با آن­ها سروکار داریم همه نشان­ دهنده اثرات بی­‌تردید تکنولوژی بر زندگی روزانه­‌ی ماست. از طرفی او همچنین با استناد به مقاله‌ه­ایی از لایتون می­‌گوید که محصولات و فرآیندهای جدید بر پایه اصول و مفاهیمی نو بنا شده‌اند که خود با تحقیقات فراوان در حوزه­‌های علم محض شکل گرفته­‌اند. بررسی تمام تاثیراتی که علم و تکنولوژی متقابلا بر یکدیگر داشته­‌اند و همچنین تاثیراتی که بر اجتماع داشته‌اند یا تاثیراتی که اجتماع بر این دو داشته موضوع اصلی فصل پنجم کتاب است.

در فصل ششم مناقشات و جنگ­‌های علمی بین دانشمندان و اثر این مناقشات با علم و تکنولوژی مورد بحث قرار گرفته است.

فصل هفتم اختصاص به انتقال علم و راه­‌های مختلف آن دارد. از نقشی که کتاب­ های عامه ­پسند و مطبوعات در انتقال علوم تثبیت شده می‌­توانند داشته باشند تا نقشی که آموزش و پرورش و حتی محققان و متخصصان می‌توانند ایفا کنند.

در فصل پایانی تاثیراتی که سیاست و دنیای تجارت می­‌تواند بر علم داشته باشد با ذکر مثال­‌های تاریخی مورد تحلیل قرار گرفته­‌اند. بوکّی معتقد است که امروزه علم، سیاست و تجارت به شکل جدایی­ ناپذیری با هم مرتبط­­ هستند و می­‌توانند بر یکدیگر تاثیر بگذارند.

به ­طور کلی کتاب علم در جامعه خوانندگان خود را با نگاهی اجتماعی به علم آشنا می­کند، نگاهی که عمری طولانی ندارد و مبتنی بر مطالعات اجتماعی علم است و تلاش بسیاری دارد که ما را با نگرش­ های گوناگون در حوزه ‌های مختلف مربوط به جامعه­ شناسی علم پیوند بدهد.
 
منابع و مآخذ:
 
۱- علم در جامعه، مقدمه­ ای بر مطالعات اجتماعی علم/ نویسنده: ماسّیمیانو بوکّی/ مترجمان: مصطفی تقوی و علی برزگر/ انتشارات آگه/ چاپ دوم ۱۳۹۴
۲- ساختار انقلاب های علمی/ نوشته ی تامس کوهن/ ترجمه ی سعید زیباکلام/ انتشارات سمت/ چاپ پنجم، تابستان ۱۳۹۴
۳- تاریخ علم کمبریج/ نویسنده: کالین ا.رُنان/ ترجمه­ی حسن افشار/ نشر مرکز/ چاپ هفتم ۱۳۹۲
۴- تاریخ جهان/ نویسنده: کریس هارمن/ مترجمان: پرویز بابایی و جمشید نوایی/ انتشارات نگاه/ چاپ سوم ۱۳۹۵

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...