چهارمین چاپ کتاب «در دفاع از تاریخ و آگاهی طبقاتی: دنباله‌روی و دیالکتیک» [A Defence of History and Class Consciousness: Tailism and the Dialectic] اثر گئورگ لوکاچ [György Lukács] و ترجمه حسن مرتضوی توسط انتشارات آگه منتشر شد.

در دفاع از تاریخ و آگاهی طبقاتی: دنباله‌روی و دیالکتیک» [A Defence of History and Class Consciousness: Tailism and the Dialectic] اثر گئورگ لوکاچ [György Lukács]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، نشر آگه چهارمین چاپ کتاب «در دفاع از تاریخ و آگاهی طبقاتی» دنباله‌روی و دیالکتیک» را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۲۵۴ صفحه و بهای ۴۹ هزار تومان منتشر کرد.

چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۸۳ با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه و بهای دو هزار تومان منتشر شد و چاپ پیشین (سوم) آن نیز سال ۱۳۹۸ با شمارگان ۳۳۰ نسخه و بهای ۳۹ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

گئورک لوکاچ اندیشمند و نظریه‌پرداز مشهور مجاری است که شاهکاری چون «تاریخ و آگاهی طبقاتی» را نوشت. او در این کتاب این نظر را که آگاهی طبقاتی صرفا از موقعیت اقتصادی ناشی می‌شود، رد کرد و به اثبات این نکته پرداخت که ترکیب جایگاه طبقاتی، ساختار کالایی سرمایه‌داری معاصر و مبارزه طبقاتی، آگاهی طبقاتی را شکل می‌بخشد.

لوکاچ در کتاب «در دفاع از «تاریخ و آگاهی طبقاتی» دنباله‌روی و دیالکتیک» که سال ۱۹۲۵ یا ۱۹۲۶ نوشته شده از شاهکار خود یعنی «تاریخ و آگاهی طبقاتی» مقابل حملاتی که پس از انتشارش به سال ۱۹۲۳ به آن شده بود، دفاع می‌کند.

کتاب شامل سه بخش است: «مسائل آگاهی طبقاتی»، «دهقانان به عنوان طبقه» و «دیالکتیک طبیعت». در پایان کتاب نیز مقاله‌ای از اسلاوی ژیژک با عنوان: «گئورک لوکاچ: فیلسوف لنینیسم» درج شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

فرهنگ و سلطه... صنعت آگاهی این اعتقاد کاذب را برای مردم پدید می‌آورد که آنها آزادانه سرنوشت خود و جامعه‌شان را تعیین می‌کنند... اگر روشنفکران از کارکردن برای صنعت فرهنگ سر باز زنند، این صنعت از حرکت می‌ایستد... دلش را خوش می‌کرد سلیقه‌اش بهتر از نازی‌هاست و ذهنیت دموکراتیک خویش را با خریدن آنچه نازی‌ها رو به انحطاط می‌خواندند، نشان دهد... در اینجا هم عده‌ای با یکی‌کردن ادبیات متعهد با ادبیات حزبی به هر نوعی از تعهد اجتماعی در ادبیات تاخته‌اند ...
دختر بارها تصمیم به تمام‌کردن رابطه‌شان می‌گیرد اما هر بار به بهانه‌های مختلف منصرف می‌شود. او بین شریک و همراه داشتن در زندگی و تنهابودن مردد است. از لحظاتی می‌گوید که در تنهایی گاهی به غم شدیدی دچار می‌شود و در لحظه‌ای دیگر با خود تصور می‌کند که شریک‌شدن خانه و زندگی از تنها بودن هم دشوارتر است و از اینکه تا آخر عمر کنار یک نفر زندگی کند، پیر شود، گرفتار هم شوند و به نیازها و خُلق و خوی او توجه کند می‌نالد ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...