به گزارش خبرآنلاین، «چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم» اثر زویا پیرزاد بهار امسال به چاپ صدم رسید. داستان این رمان در دهه ۱۳۴۰ در محله بوران آبادان رخ می‌دهد که راوی آن زنی ارمنی به نام کلاریس آیوازیان که در این داستان از روابط خانوادگی خوبش، فرزندان دوقلو و دنیای عاطفی آن‌ها سخن می‌گوید.

این رمان از زندگی کُند و آهسته‌ زنی روایت دارد که روزهای عادی را با رویدادهای متعارف روز تعریف می‌کند و در آن دلتنگی‌ها و روزمرگی زن ساده را در گوشه شهر بازتاب می‌دهد.

 این کتاب اولین بار در سال ۸۰ از نشر مرکز به چاپ رسید و در زمان خود طرفداران بسیاری پیدا کرد و همچنین جوایزی مانند بهترین رمان سال ۱۳۸۰ پکا، بهترین رمان سال ۱۳۸۰ بنیاد فرهنگ گلشیری، لوح تقدیر از نخستین دوره‌ی جایزه ادبی یلدا و بهترین رمان سال در بیستمین دوره کتاب سال ۱۳۸۰ را از آن خود کرد.

این کتاب به چند زبان از جمله فرانسه، آلمانی، ترکی و یونانی ترجمه شده و تعداد صفحات آن ۲۹۳ صفحه است. زویا پیرزاد علاوه بر این کتاب «آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوئیس کارول و کتاب «آوای جهیدن نحوک» که مجموعه‌ای از اشعار هایکو آسیایی است را ترجمه کرده است.

در این تصویر، تصویر جلد چاپ اول این کتاب در ایران و تصویر جلد ترجمه‌های آن به زبان‌های مختلف را می‌توانید ببینید.

طرح جلد زویا پیرزاد

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...