"عرفان نظرآهاری" مجموعه‌ی پنج‌جلدی پژوهشی را با موضوعات عشق،‌ مرگ و زندگی، قناعت، در لحظات عمر، عدالت و ظلم‌ستیزی در دست نگارش دارد.

این نویسنده گفت، برای تألیف این آثار که به "مجموعه‌ی شاهکارهای ادب فارسی" تعلق دارند، کتاب‌های شعر را از قرن چهارم تا دوره‌ی مشروطیت مورد بررسی قرار داده است.

"مجموعه‌ی شاهکارهای ادب فارسی"، مجموعه‌ای 70جلدی است که با همکاری گروهی از نویسندگان توسط مؤسسه‌ی انتشارات مدرسه ویژه‌ی نوجوانان منتشر می‌شود.

همچنین کتاب "دو روز مانده به پایان جهان" از آخرین نوشته‌های نظرآهاری است که هم‌اکنون در مرحله‌ی تصویرگری قرار دارد و از سوی مؤسسه‌ی انتشاراتی نور و نار منتشر خواهد شد. موضوع این کتاب به مسافری می‌پردازد که در سیر الی‌الله، مرحله به مرحله برای نزدیک ‌شدن به خدا، چیزهایی را از دست می‌دهد و در این سیر با حقایقی از زندگی آشنا می‌شود.

نظرآهاری هم‌اکنون اداره‌ی کلاس‌های مثنوی‌خوانی را در فرهنگسرای خانواده برعهده دارد که با مشارکت مخاطبان و با حضور استادان مدعو برگزار می‌شوند.

به گزارش ایسنا، به تازگی کتاب‌های "نامه‌های خط خطی" و "لیلی نام تمام دختران زمین است" این نویسنده به چاپ‌های هشتم و ششم رسیده‌اند. همچنین کتاب "روی تخته سیاه جهان با گچ نور بنویس" قرار است برای سومین‌بار تجدید چاپ شود.

نظرآهاری متولد سال 1353 در تهران، هم‌اکنون دانشجوی دوره‌ی دکتری رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی و تاریخ فلسفه است.

"از روزهای سادگی"، "پشت کوچه‌های ابر"، "کوله‌پشتی‌ات کجاست؟"، "راز مرواریدهای شهرزاد"، "پیامبری از کنار خانه‌ی ما رد شد"، "هر قاصدکی یک پیامبر است"، "بال‌هایت را کجا جا گذاشتی؟"، "چای با طعم خدا"، "در سینه‌ات نهنگی می‌تپد"، "جوانمرد، نام دیگر تو" و "من هشتمین آن هفت نفرم" از جمله آثار این نویسنده و شاعر کودکان و نوجوانان هستند.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...