کتاب «ساکن خیابان ایران» یا مسائل و چالش‌های دینداری در جمهوری اسلامی، به قلم محسن‌حسام مظاهری به چاپ دوم رسید.

به گزارش کتاب نیوز، «ساکن خیابان ایران»، تمثیلی از موقعیت دینداران در ایران پساانقلابی است. دیندارانی که در وضعیتی دوگانه، همزمان هم از مواهب حکومت دینی برخوردار شده‌اند و هم با مصائب و چالش‌های اختصاصی زیست دینی در چنین حکومتی دست به گریبان‌اند.

«ساکن خیابان ایران» یا مسائل و چالش‌های دینداری در جمهوری اسلامی، محسن حسام مظاهری
دکتر محسن‌حسام مظاهری در این کتاب با رویکردی انتقادی به برخی مسائل و چالش‌‌هایی که دینداری و تشیع ایرانی،‌ امروز و پس از گذشت چهار دهه از استقرار حکومت دینی با آن‌ها مواجه است، پرداخته است. مسائلی که مستقیماً با زندگی روزمره‌ی دینداران مرتبط است و سردرگمی در قبال آن‌ها، در سال‌های اخیر مشکلاتی را به‌ویژه برای نسل‌های جوان مذهبی پدید آورده و هزینه‌های زیست دینی را بالا برده است.

به گمان نویسنده، درصورت استمرار این روند و چنانچه در تنظیم مناسبات نهاد دین و دولت، اصلاحات و بازاندیشی‌های مؤثری صورت نپذیرد و جامعه‌ی مذهبی نتواند خود را از وابستگی به نظام سیاسی برهاند، آینده‌ای پرتلاطم و پرمخاطره در انتظار تشیع ایرانی خواهد بود.

این کتاب دوازدهمین اثر از مجموعه کتاب‌های سرو (بخش مطالعات فرهنگ شیعی نشر آرما) است.

چاپ دوم «ساکن خیابان ایران» به قلم محسن‌حسام مظاهری در۱۷۶ صفحه و با قیمت ۲۵هزارتومان توسط نشر آرما (کتابهای سرو) منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...