به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، ویروس کرونا که این روز‌ها به داغ‌ترین سوژه خبری جهان تبدیل شده، بیش از ۴۰ سال پیش موضوع یک رمان علمی - تخیلی بوده است!

رمان «چشمان تاریکی» [The Eyes of Darkness] که در سال ۱۹۸۱ توسط «دین کونتز» [Dean Koontz] نویسنده آمریکایی نوشته شده، درباره یک ویروس مرگبار به نام «ووهان-۴۰۰» است که به عنوان یک سلاح بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

چشمان تاریکی [The Eyes of Darkness] دین کونتز [Dean Koontz]

البته شباهت ویروس جدید کرونا با آنچه در این رمان قدیمی درباره آن نوشته شده، تنها به خاستگاه آن که شهر «ووهان» چین است، محدود نمی‌شود.

دین کونتز یکی از نویسندگان پرکار معاصر است که ۱۰۵ رمان را به رشته تحریر درآورده و در مجموع، ۴۵۰ میلیون نسخه از کتاب‌های او در سراسر جهان به فروش رفته است.

از میان این تعداد رمان، رمانِ تقریباً فراموش‌شده‌ «چشمان تاریکی» اکنون پس از گذشت حدود ۴۰ سال از زمان انتشار، دوباره به واسطه شیوع ویروس جدید کرونا بر سر زبان‌ها افتاده است. دلیل آن هم روشن است: این رمان با دقتی باورنکردنی شیوع ویروس کرونا از شهر ووهان چین را ۴ دهه قبل پیش‌بینی کرده است.

موضوع این رمان درباره مادری است که فرزندش به طرز مرموزی ناپدید شده و پس از مدتی از شهر ووهان چین (منشأ ویروس جدید کرونا) سر در می‌آورد. مادر پسر برای یافتن او به ووهان می‌رود و در آنجا در جریان یک سلاح بیولوژیک (ویروس مصنوعی) جدید و خطرناک به نام "ووهان-۴۰۰" قرار می‌گیرد که در آزمایشگاه ساخته شده و افراد زیادی را مبتلا کرده است.

در رمان چشمان تاریکی، هر فردی که ویروس ووهان-۴۰۰ وارد بدن او شود، بیشتر از ۲۴ ساعت زنده نمی‌ماند؛ چراکه بخشی از مغز را که وظیفه کنترل اعمال ارادی بدن از جمله نفس کشیدن را برعهده دارد، نابود می‌کند.

چشمان تاریکی [The Eyes of Darkness] کرونا

نکته جالب تر آنکه بر اساس تصویرِ تاییدنشده‌ای که از یکی از بخش‌های این کتاب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، دین کونتز در رمان علمی-تخیلی «چشمان تاریکی» از نوع تکامل‌یافته‌تری از ویروس ووهان-۴۰۰ سخن گفته که  چندین دهه بعد (حدود سال ۲۰۲۰ میلادی) باعث بیماری وحشتناکی با علائم آنفلوانزا خواهد شد! طبق این تصویر ادعایی، کونتز در این رمان می‌گوید که این بیماری تنفسی جدید به سرعت در سراسر جهان همه‌گیر شده و در برابر تمام درمان‌های شناخته‌شده مقاومت خواهد کرد.

البته با وجود این شباهت‌های خیره‌کننده، میان ووهان-۴۰۰ و ویروس جدید کرونا تفاوت‌هایی نیز وجود دارد؛ از جمله اینکه ووهان-۴۰۰ یک ویروس انسان‌ساز بوده که در آزمایشگاه‌های بیولوژیک ساخته شده، اما ویروس کرونا اینگونه نیست.

تفاوت دوم مربوط به میزان مرگبار بودن این دو ویروس است؛ در حالی که میزان مرگ و میر بین افراد مبتلا به ووهان-۴۰۰ در رمان «چشمان تاریکی» ۱۰۰ درصد است، تاکنون تنها ۲ درصد از مبتلایان به ویروس کرونا جان خود را از دست داده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...