فرانسواز ساگان

28 اسفند 1384

فرانسواز-ساگان

به دلیل زیرپا گذاشتن مقررات مدرسه متعلق به راهبه‌های کاتولیک که در آن درس می‌خواند از مدرسه اخراج شد و در تابستان سال ۱۹۵۳، طی هفت هفته کتاب «سلام بر غم»، نخستین و پرآوازه‌ترین رمانش را تکمیل کرد... همزمان با انتشار این کتاب، فرانسواز، که هنوز به سن قانونی نرسیده، بنا به خواست خانواده، نام خانوادگی مستعاری برای خود برگزید که تا به آخر همراه او بود: «ساگان». او این نام را با الهام از «پرنسس ساگان» مارسل پروست در کتاب در جستجوی زمان از دست رفته انتخاب می‌کند.

فرانسواز ساگان، Sagan, Francoise ( ۲۱ ژوئن ۱۹۳۵ -  ۲۴ سپتامبر ۲۰۰۴) بانوی رمان‌نویس و نمایشنامه نویس فرانسوی است. ساگان یکی از نویسندگان موج نو فرانسه بود که به‌عنوان نماد طغیان جوانان در پاریس بعد از جنگ دوم و شکوفایی عصر اگزیستانسیالیسم توصیف شده‌است.
وی به دلیل زیرپا گذاشتن مقررات مدرسه متعلق به راهبه‌های کاتولیک که در آن درس می‌خواند از مدرسه اخراج شد و در تابستان سال ۱۹۵۳، طی هفت هفته کتاب «سلام بر غم»، نخستین و پرآوازه‌ترین رمانش را تکمیل کرد. «سلام بر غم» در سال ۱۹۵۴ در ۱۸۸ صفحه منتشر کرد که در عرض چند روز به چاپ مجدد رسید، سپس به ۲۲ زبان (از جمله فارسی) ترجمه شد. عنوان کتاب را فرانسواز از یکی از اشعار پل الوار گرفته‌است. سلام بر غم داستان یک دختر نوجوان از یک خانواده ثروتمند است که برای پر کردن خلأ زندگی خود به توطئه چینی برای قتل معشوق جدید پدرش روی می‌آورد. همزمان با انتشار این کتاب، فرانسواز، که هنوز به سن قانونی نرسیده، بنا به خواست خانواده، نام خانوادگی مستعاری برای خود برگزید که تا به آخر همراه اوبود: «ساگان». او این نام را با الهام از «پرنسس ساگان» مارسل پروست در کتاب "در جستجوی زمان از دست رفته" انتخاب می‌کند.

ساگان بیش از ۴۰ رمان و نمایشنامه را خلق کرد.اولین اثر خود را به نام سلام بر غم Bonjour Tristesse در 1954، یعنی در نوزده سالگی، انتشار داد که موفقیت فراوان به دست آورد و نام او را بر زبانها انداخت و پس از آن به طور مداوم به انتشار داستانهای دیگر دست زد، از آن جمله است: نوعی لبخند Un Certain sourire (1956)،‌ یک ماه دیگر، یک سال دیگر Dans un mois, dans un an (1957)، برامس را دوست دارید؟ Aimez-vous Brahms? (1959)، ابرهای شگفت‌انگیز Les Merveilleux nuages (1961). فرانسواز ساگان همچنین نمایشنامه‌های متعددی نگاشته است. مانند: قصری در سوئد Chateau en Suede (1960)، ویولونها، گهگاه Les Violons, Parfois (1961). پیراهن ارغوانی والنتین La Robe mauve de Valentine (1963). این آثار به طور قطع از استعداد زودرس ساگان حکایت می‌کند اما در واقع به موضوعها و شیوه نگارش آنها تغییر و تازگی داده نشده است. ساگان در سرگذشتهای کوتاه، ناکامی و محرومیت نسل خود را وصف می‌کند، محرومیتی که گاه ناشی از اشتباهات یا امیدهای واهی است. قهرمانان داستانهای ساگان که همه از قیود اخلاقی آزادند، دوستی را برحسب تصادف برمی‌گزینند و در صدد برمی‌آیند که در مصاحبت با یکدیگر تشویشهای مشابه خود را تسکین بخشند و به طور موقت درد درون را زیر نقابی از شادی و آرامش بپوشانند. نکته‌بینی و موشکافی در این داستانها که غالباً غم‌انگیز است، نشان‌دهنده حال روحی نسل جوان معاصر است. از چندین داستان ساگان فیلم سینمایی ساخته شده است.

ترجمه شده به فارسی: یک نوع لبخند- قصری در سوئد- ضربه طبل به علامت تسلیم- سلام بر غم- در یک ماه، در یک سال- باز هم خداحافظ.

زهرا خانلری – فرهنگ ادبیات جهان - خوارزمی  معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی

مرده متحرک و بیش‌فعالی است که به صدا حساس‌ است، در بین مردم سالم به راه می‌افتد، آنها را گاز می‌گیرد، بزاق خود را به بدن قربانیان‌ وارد کرده و آنها را نیز همانند خود به یک زامبی تبدیل می‌کند... زامبی‌های قرن بیست‌ویکم دیگر از گور برنمی‌خیزند؛ آنها نه‌فقط در حومه‌های ثروتمند وال‌استریت و در سرسراهای پرزرق‌وبرق شرکت‌های چندملیتی و در اطراف بانک‌ها، بنگاه‌های سرمایه‌گذاری‌اند، بلکه در بالاترین جایگاه‌های دولت‌های بزرگ خاصه آمریکا و در صف اول رسانه‌های جریان اصلی حضور دارند ...
دکتر مجد در کتاب «قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران» برای اولین بار اسناد مربوط به قتل عام بیش از 10 میلیون ایرانی در قحطی «عمدی» جنگ جهانی اول را با تکیه بر اسناد و مدارک و گزارش‌های آرشیو وزارت امور خارجه‌ی آمریکا و آرشیو روزنامه‌ها منتشر کرده است... در ایرلند مردم برای یادآوری جنایت بریتانیا در قحطی سیب‌زمینی؛ هر سال هفته‌ی بزرگداشت کشته‌شدگان قحطی دارند... ملت ایران به ققنوس تشبیه شده و به فاجعه عادت کرده است ...
تنهایی بین‌فردی، تنهایی درون‌فردی و تنهایی اگزیستانسیال... تجربه تهی‌ بودن، گم ‌شدن و محرومیت، جایی بیرون از ما نیست بلکه در درون ماست... باید بیاموزد با دیگری ارتباط برقرار کند بی‌آنکه او را تا سطح ابزاری برای دفاع در برابر تنهایی پایین بیاورد... ما نباید فکر کنیم وقتی گرد هم می‌آییم، از تنهایی بیرون آمده‌ایم... برای کسی که عافیت و امنیت مهم‌ترین چیز است، رحم مادر یا گور بهترین مکان است... عاشق دیگر نمی‌تواند به تنهایی تصمیماتی بگیرد ...
نیچه خطاب به فیلسوفان می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه‌های کوه آتشفشان بنا کنید» و من همه کسانی را که در جست و جوی حقیقتند مخاطب این سخن می‌یابم. «گریختن» مطلوب طبع کسانی است که فقط به عافیت می‌اندیشند و اگر نه، مرگ یک بار، زاری هم یک بار... شهروندِ مطیع کسی است که در صدق گفتار سیاستمداران تردید روا نمی‌دارد؛ تا آنجا تسلیم قوانین محلی است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن می‌بیند ...
ویوین لی در نقش اسکارلت... آرزوها، عشق‌ها و هوس‌هایی که بر باد رفته... زمین داران «جنوبی»، سرمست از باده‌ی عصرانه و هیجان زده از غروری کاذب، رجز جنگ می‌خوانند: باید التماسمون کنند برای صلح!... هر جنوبی بیست نفر از شمالی‌ها رو لت و پار می‌کنه!...توی حمله ی اول کارشون رو می‌سازیم!... اشلی با اطمینان می‌گوید: بیشتر بدبختی‌های دنیا به علت جنگ است. و زمانی که جنگ تمام می‌شود، هیچکس نمی‌داند علت آغازش چه بود؟!... در جنگهای داخلی آمریکا، «جنوب» شکست خورد. ...